|
|
|
|
]آهنگ "استیل لاوینگ یو" از حضرت اسکورپیونز (ع) توی کلبه در حال پخش شدنه و نور سبز ملایمی تو صورت رویا افتاده[
مسعود: بالاخره رسیدیم رویا...
رویا: اینجا دیگه کجاس منو آوردی؟
مسعود: اینجا کلبهی عشاقه... عشاق میان اینجا با هم اختلاط میکنن.
رویا: آااااه عشق... چهرهی قهوهایات پیدا نیست
مسعــــووود، یه آبگوریل برام میگیری؟!
مسعود: آره رویای من...
میگیرم برات هر چی نقلُ نبات
میریزم به پات عشق و اطلاعات
میمیرم برات تو شهر تو دهات
چقدرم بهت میات رنگ رژ لبات!
رویا: دوسِت دارم
مسعود: چون پنجشنبهها میبرمت بیرون با هم آبگوریلکیک بخوریم؟
رویا: دوساَت میدارم نه به خاطر چیزی که هستی. بخاطر چیزی که هستم، هنگامی که با تو اَستم.
مسعود: آبگوریلت سرد شد...