|
|
|
|
گذشته:
ادب، آداب دارد.
حال:
دزدی، حساب دارد.
فردا:
ســـــــــگ، صاحاب دارد.
دهنسرویس – این مقام ِ مسئول که روزها مسئول بود شبها مقام، اضافکرد: به مناسبت میلاد مولامون آقا امیرالمومنین مشمولین ِ مومنی که نامشان امیر + ایکس (امیرلی، امیرضا، امیرپاشا، امیرکسانا و...) باشد تا سقف حداکثر دو ماه و آنهایی که دیامیر (امیرامیر) هستند، 8 ماه از خدمتشان کاهیده میشود.
وی در حالی که نشان تشنگی قدرت بر سینه و شیفتگی خدمت در روده داشت افزود: بقیهی دافطلبان را مطابق قوانین قدیم به خدمتشان میرسیم.
پادگانسالار جوانهزنیان در انتها کلی ابراز امیدواری کرد قانون "منع سوختن همزمان سیخ و کباب برای جوانان از همهجا بیخبر" به تصویب مجمع تشخیص گوجهسالم از گوجهگندیده برسد.
به این مدل یقهها میگن دیپلمات
قدیما بهش میگفتن آخاندی
ولی هیچوقت، تو هیچ مدرسهای، هیچ بیهمهچیزی، به هیچ همهچیزآموزی نگفت
که بالاخره
آخاندهای ما دیپلمات شدن
یا دیپلماتهای ما آخاند
عروسکا عروسکا
کجایید کجایید
مادربزرگ، هادی، هدی
بیاییــد بیایید
عروسکای خوبیم
از نخ و میخ و چوبیم
عروسکای خوبیم
از نخ و میخ و چوبیم
پدر کجـــــــاست
من اینجام
مادر کجـــــــــــاست
من اینجــام
عروسکای نازیم
قصه رو ما میسازیم
عروسکای نازیم
قصه رو ما میسازیم
بیایید بیایید
سلــــــــام
سلـــــــــــــام
آستـــــــــی
منم آقبابـــام
عروسکای قصهایم
نون و پنیر و پستهایم
ما آدما گرسنهایم
خسته و دلشکستهایم
چون چشمها شستهایم
از خواستنیها رستهایم
آرمانها آراستهایم
چه توشهها که بستهایم
به انتظار نشستهایم
عروسکا عروسکا
کجایید کجایید
هادی و هدی
بیاییــــد بیاییـــــــد
هادی
هدی
بیاییــــــد بیاییـــــــد
+ تصنیف "بیایید بیایید" را بتهوون ِ یتیم در سن پنجسالگی و پس از امتناع دختر همسایه از شیر کردن عروسکهایش با او، با چشمانی اشکآلود سرود و با وجودی آکنده از بغض ارکستراسیون و اجرا کرد.
برخی معتقدند این تصنیف بیانگر باور عمیق بتهوون به مهدویت بوده و هست.
بیاین همه با هم
صبحها کافهپیانو بخونیم
عصرها اخراجیها ببینیم
شبها
دستهجمعی
بریم سیرک خلیلعقاب
شاد و خرم
نرم و نازک
چستمسلک و چابکمرام
بسازیم به سوز ِ ساز ِ پرگداز ِ گلچینهای گیلانی
بیاین دور هم
بگذریم از گذشتهها
بگذرونیم گذروندنیها رو
مثل پادشاهای ساسانی
تا مجبور نباشیم
بگذریم از گذروندنیها
تا بگذرونیم گذشتهها رو
مثل ِ هیچکدام
این
چیزی
بیش از یک سونیست
NASA: National A.nal S.ex Association
+ به قدرت بَن بِن بُن (ویرایش 3)
++ حالا باز بگو هوافضای شریف
اگه یه نفرو بکشی، قاتلی
اگه 17 نفرو بکشی، میشی قاتل زنجیرهای
و اگه 400 هزار نفرو بکشی، تو صف ِ صبحگاه ِ مدرسه بچهها علیهت شعار میدن
اما اگه 50 میلیون نفرو بکشی، اونوقت یه قهرمانی
راجر عزیز
از فردا اسطورهی من خر پرین است
مریدانم هر صبح آهنپارههای این چند رولند گاروس ِ روی تاقچه را دست به دست واکس خواهند زد و به نداشتههایشان خواهند بالید
و من هر شب خواب ِ توپ زدن با آنا کورنیکووای لخت و پتی را رصد خواهم کرد.
فرازی از نامهی تاریخی رافائل نادال به راجر فدرر
شامگاه قبل از فینال ویمبلدون 2008
+ دنیا دیگه برام جذابیت نداره. هیچیش منو به هیجان نمیاره. چه گلوکزی بخورم؟
- چقد بهت گفتم این دختر مناسب تو نیست. تو باید با یه کروکودیلی مث خودت دوست میشدی
+ اون دنیا رو نمیگم که. منظورم هستیه
- دیگه بدتر، چقد بهت گفتم هستی دختر مناسبی واسه تو نیست. تو باید با یه کروکودیلی...
+ اَاااااااااه... دنیا و هستی منظورم همین جهانه
- رفیق سوسول و گلابی مث جهان تهش همینه دیگه. مرتیکه سگبغلکن
+ اعصابو رنده کردی. باااا منظورم کائنات و جهان آفرینشه
- با این حرف زدنت... خب ببین به عنوان یه دوست واقعی که معمولا خوشبختیتو میخواد، اگه از صمیم قلب کَندی از دنیا... خودتو بکش
+ گناه نداره؟ خدا اذیتم نمیکنه؟
- تو گناه میفهمی چیه؟ خدا میشناسی تو؟
+ حــــالا
- نه. خدا با دیوونهها راه میاد. بعد تو چون زیاد اهل حال و حول دنیوی نبودی، اونجا جبران میکنه خدا برات.
و شمایی که مث این دوستمون خسته و دست و پا بستهاید و پاهاتون از پشت به دنیا خورده، پشت پاهاتون دنیاییه، پشت پا زدین به دنیا یا یه چیزی شبیه این.
با قرص رگتونو بزنین.
خوبی این روش اینه که چون با قرص مسکن رگتونو میزنین دیگه احساس درد نمیکنین چون مسکن درد رو ساکت میکنه.
ولی بدیش اینه که باید خیلی قرص بخرین. یعنی هی با قرص بکشین رو رگ دستتون تا بالاخره پاره بشه.
نکتهی کلیدی: از قرصای قوی مث ترامادول، کلونازپام، اگزازپام یا لورازپام استفاده کنین. مقامهای بعدی رو به ترتیب دیازپام ده میل، دیازپام پنج میل و استامینوفن کدئین در اختیار میگیرن. چنانچه الگوی اخلاقیتون هیث لجره استامینوفن و اگه خیلی قوچدل استید استامینوفن کودک.
خدا همهی جوانان را رحمت کند.
جهانسومی زندگی میکنند
و جهاناولی میاندیشند
روشنفکران این سرزمین
حرامزادگان شناسنامهدار
ما که مسئول زندگی اَستیم
ما که در جهان سوم زاده شدهایم
ما که شر میخواهیم
و در خاورمیانه زندگی میکنیم
ما که در ایران
نمیدانیم کُشتهایم یا کِشتهایم
خاک کردهایم یا برداشتهایم
شاد بودهایم
یا
شادی ربودهایم
ما که در ایران میرنجیم و
میجنگیم و
میمیریم
تنها و بیکس
تاریخی هستیم که نوشته نمیشویم
به خاطر سپرده نمیشویم
تا به یاد بیاورند و
روایتمان کنند
و نیست صائبی
که بیست هزار بیت بسراید
از غرورهای له شده
از تعصبهای آذین شده
ما فقط یک آنجلینای پلاستیکی هستیم
که در سانس صبح
زنها سنگسارش میکنند
و شبها
فرو میکنند
در تک تک انگشتانش
حلقه
مردان
شیخ ما – رضی الله عنه – دیر شبی در حلقهی رندان ما را چنان به نصیحت فشرد که:
آدم تو دنیا باید پی عیش و نوش و خوشگذرونی باشه، مثل پادشاهای ساسانی. تو اون دنیا هم عذابشو بکشه، مثل پادشاهای ساسانی.
و در پرزانتهای دیگر، مادامی که از خصایل و سجایای بهشت و می و معشوق و لهو و لعب و حوری و غلمان و انهار من فوقها الاشجار سخن می راند، جوانکی از سر عجز و درماندگی سر فریاد بر آورد که:
بزرگا! همه از بهشت و جنون و جنات و جبروت سخن راندی. جهندم بشکاف که نو را حلاوتی دگر است.
شیخ سینهاش صاف و میانهترین انگشت به نشان خَمُش روانه کرد و گفت:
رسالت من همی باشد که پیامبر ندیدنیهایتان باشم. جهندم را همه به دیده خواهید دید.
پس بیدرنگ مستمعین یکایک سر به ناله و عصیان بگذاشتند و احشام به بادیه بپراکندند و اصحاب یگان دوگان هلاک شدند.
یه عده از همون اول میخواستن دولت نهم نباشه
میخواستن حجاب نباشه، عدالت نباشه، دامنها پاک نباشن، پولها شسته نباشن
میخواستن ایران نره جام جهانی
همونایی که واسه زمین خوردن حبیب کاشانیها از همهچیز و همهکس و همهجاشون مایه گذاشتن
اونایی که با حضور بهاره رهنماها تو جشنها و همایشها و میتینگها مخالف بودن
اونایی که رحیممشاییها رو تو بوق کردن تا همهی چیزهای خوب ِ دنیا رو زیر سوال ببرن
اونایی که کیهان و شریعتمداری رو مسخره کردن، غافل از اینکه اونا همیشه واسه عشقشون جنگیدن و خراش برداشتن و آخهاشونو جز با قلم زدن به میون نیاوردن
اونایی که تموم حرفشون احیای اسلام ناب و کوتیشن کردن گفتار و کردار شریعتیها و مطهریها بود
اونایی که نخواستن بفهمن واسه جنگیدن با شب باید شمعها رو خاموش کرد. با تاریکی جز تو تاریکی نمیشه جنگید.
همون عده الان با دولت دهم مخالفن
حالا با فرض اینکه این عده با دولت n اُم مخالفن، اگه بتونیم ثابت کنیم همین عده با دولت n+1 اُم هم مخالف خواهند بود، اونوقت میتونیم بگیم اینا از همون اول با نظام مخالف بودن.
+ به قدرت استقرای قوی ریاضی و اصل عدم تامیت