تبليغاتX
حسین‌شرخر

 

 

 

 

اراده‌ی از زیر صفر شروع کردنم قوی بود. 

                                                                             صاف‌ترین عادم جحان

 

 

 

دیجیتال پینتینگ مرتبط: What Dreams May Comes

 

|+|    EL Niño -  2009/7/22 

 

حاکم شهر که هر گونه قهرمان و قهرمان‌پروری رو عاملی برای اغتشاش می‌دونست

صبح یه روز ِ بدون فصل، دستور داد تمام پتروس‌های شناخته و ناشناخته رو گردن بزنند

و تمام سوراخ‌های پیدا و پنهان رو پر کنند.

از اون موقع نظم ِ زیادی تو شهر حاکم شد. دخترها سر ساعت عاشق می‌شدند و پسرها به موقع حامله. نوزادها تصنیف‌های بتهوون رو گریه می‌کردن و گورکن‌ها برای فاحـ.شه‌های فراموش‌کار قبرهای n طبقه می‌کندند.

 

|+|    EL Niño -  2009/7/21 

 

حکم: به تعداد گلابی‌های آزاده و قلابی‌های آزرده، پوستر دوبل چه .featهدایت لازمه و کمی زندان با میله‌های خم‌شده

و به تعداد دالتون‌های چرک و اصیل کائنات، ساعت‌های هواخوری، تونل و قاشق اضافه.

 

|+|    EL Niño -  2009/7/20 

 

- بله بچه‌ها! به هر حال خواستن توانستن است.

+ استاد ببخشید آخرین دانشجویی که به افکار شما شاشید چه سرانجامی داشت؟

- خب اون دیگه نتونست کمر راست کنه و دانش‌گا رو رها کرد.

+ ببخشید شاشتون رو برش زدم. ادامه بدید.

 

اما به راستی چه چیز دانشجو را به خروشیدن واداشت؟

در افکار او چه می‌گذشت؟

آیا این داستان واقعی بود؟ (Turuhet or Falsche)

 

 

جواب آلی: خواستن، یکی از مقدمات توانستن است.

 

|+|    EL Niño -  2009/7/19 

 

نماز که می‌خوند

سیگار نمی‌کشید

دزدی هم که نمی‌کرد.

 

|+|    EL Niño -  2009/7/17 

 

خفه‌شو هیچی نگو

خفه‌شو هیچی نپرس

 

خفه‌شو حالم بده

بدجوری خسته‌ام از تو، از زمین، از آسمون

سگ به قبر ِ پدر ِ دوتاییمون

 

                                                "استاد شهیار"

 

 

+ "در حلقه‌ی دافان" شب شِر طنزی است که به همت بنیاد حفظ و نشر دافیان نامی (وابسته به وزارت بازرگانی) یک‌شنبه‌ی آخر هر ماه برگزار می‌شود.

مکان: تهران – تقاطع حافظ و سمیه – تالار اندیشه حوزه هنری

 

جلسه‌ی این ماه با مطلع " دم مغرب که میشه دلم هواتو داره

                                     شب که میشه تنهایی اشکمو در میاره "

 

با حضور پوریا پورقرمز به عنوان کارشناس مسائل مش و میزانپلی و اجرای دکتر رضا پورحسین.

هجوم برای عموم آزاد است.

 

|+|    EL Niño -  2009/7/14 

 

Kolang 

کلنگ یک ابزار دستی است که شامل یک سر محکم و یک دسته می‏باشد. کلنگ دوسر دارای دو سر بوده که یکی نوک تیز و یکی صاف و پهن است که مردم نسبت به موردی که می‏خواهند استفاده کنند روی یک سرش بیشتر تحمل می‌کنند. همچنین کلنگ یک سر نیز وجود دارد که البته فقط در اختیار استکبار است.

کلنگولوژی:

سر کلنگ معمولا از فلز است و دسته‏اش از چوب٬ فلز یا فایبرگلاس ساخته می‏شود. سر کلنگ یک مقدار کمی انحنا دارد و اغلب برای راحتی در استفاده، گرانیگاه ممان اینرسی تکیه‌گاه در مرکز است. سر نوک تیز بیشتر برای کندن سطوح سخت و خرد کردن سنگ٬ بتن و دیگر مواد سخت و خشک شده بر روی زمین مورد استفاده قرار می‏گیرد. و سطح صاف برای درآوردن سنگ‏ها از درون زمین و بصورت اهرم بکار می‏رود.

کلنگ موارد استفاده زیادی از مصارف کشاورزی تا مصارفی در معدن و جنگ را در برمی‏گیرد. همچنین طرح کلنگ در ابزار دیگری مثل خیش کشاورزی و چوب بیسبال (کلنگ بی‌سر) ادامه می‏یابد. در زمان‏های ماقبل تاریخ از شاخ یک گوزن بزرگ برای مصارفی که اکنون کلنگ در آن مورد استفاده قرار می‏گیرد٬استفاده می‏کردند. و مهم‌ترین کاربرد کلنگ در کلنگ‌زنی می‌باشد که همیشه همه‌چیز از یک کلنگ‌زنی آغاز می‌شود و کلنگ‌زنی بر دو نوع است: کلنگ پتروشیمی و کلنگ پالایشگاه.

كلنگ پالايشگاه الزاما دسته ندارد چون بدون دسته هم مي توان كلنگ‌زني كرد. ولي كلنگ پتروشيمي بدون دسته نمي شود چون وقتي به دست مي‌گيرند حتما مي‌زنند!
كلنگ پالايشگاه وقتي زده مي‌شود، لازم نيست هيچ مسئولي آنجا حاضر باشد، چون مي‌توان بعد از كلنگ‌زني هم مسئولين را خبر كرد. در واقع وجود يك نفر از تهران كفايت مي كند. البته حتما بايد يك لباس برازنده شخصيت مهندسي هم پوشيده باشد. حالا اهميتي ندارد ورشكسته باشد يا نباشد ولي ترجيحا شکمش مقبول و مشروع باشد. اما در كلنگ پتروشيمي حتما بايستي يكي از وزرا و وكلا و مقامات بالاي استاني شركت داشته باشد .
در پالايشگاه طرح، برنامه و زمين براي كلنگ زدن لازم نيست. اما در كلنگ پتروشيمي متأسفانه موافقت هيئت دولت، هيئت مديره و طرح‌هاي كارشناسانه لازم است و مضاف بر آنها پذيره‌نويسي هم مي‌شود.
در كلنگ پالايشگاه مي توان قوچ قرباني را زنده رها كرد ولي در كلنگ‌زني پتروشيمي بود و نبود قوچ مهم نيست ولي اگر باشد مي‌توان سربريد و هم مي‌توان زنده رها كرد، چون در پتروشيمي اصل كلنگ است نه قوچ!
كلنگ پالايشگاه يك هفته قبل از انتخابات مجلس زده مي‌شود ولي كلنگ پتروشيمي را هر زمان كه آماده شد مي‌توان زد. اما چيزي كه هست اين كه كلنگ پالايشگاه حتما بايستي از طرف مردم باور شود (اين قسمتش خيلي مهم است) ولي كلنگ پتروشيمي چون خودش بسيار جدي است، احتياجي ندارد كه بخواهي مردم به زور باور كنند.
وقتي خبر كلنگ زني پالايشگاه از طرف نماينده‌اي اطلاع داده مي شود حتما بايد برايش "كف " جانانه زد، ولي زماني كه نماينده‌اي خبر پتروشيمي را در نماز عيد اعلام كرد مي توان باور نكرد و راحت "هو" اش كرد.

 

و نیز ردپای کلنگ‌زنی در روابط عشقی-عاطفی قدما هم رویت شده، چنان که سعدی پس از مرگ ناگهانی آلمیرا خاتون – نامزدش – بر اثر سرطان لنف، پیوسته بر مزار معشوق، حزن گلوگیرش را با بنگ تسکین می‌بخشیده و کلنگ به دوش تهدید به نبش قبر و میل به وصال یار می‌کرده. سعدی وصف حال زار و نزار خود را در دیوان پارک‌جنگلی خویش چنین آورده است:

 جانا سر قبرت به کلنگ آمده‌ام       نه ز بهر عمل و سیخ و سرنگ آمده‌ام

گر در نظرت یار حزین است هنوز    خفه‌شو نیک ببین مست و ملنگ آمده‌ام

 

که بیت دوم مژده بر گشایش دوباره‌ی بخت سعدی می‌دهد که بی‌معطلی منزلی نو برای خویش دست و پا کرده و در کمال بی‌همه‌چیزی جمال عشق جدید به رخ یار تازه‌گذشته می‌کشد.

 

و البت بود و نبودهای کلنگ و کلنگ‌زنی به همین جستار ختم نمی‌شود. لکن این کمینه نه مجال زیاده‌گویی‌ست که سخن بیش در این محمل نمی‌کنجد. امید است کلنگولوژیست‌های دیگر به تحقیق و تفحص بیش از پیش مبادرت ورزند.

 

|+|    EL Niño -  2009/7/11 

 

 

یه عده از همون اول میخواستن ممّد مایلی نباشه...

 

 

|+|    EL Niño -  2009/7/10 

 

دویدمو دویدم

به قلكم رسیدم

زدم اونو شكستم

تا پول بیاد به دستم

 

هیچی نبود تو قلك

بجز یه سوسك كوچك

سوسكه بگم چیكار كرد؟

ترسید و زود فرار كرد

خونه‌ی اون خراب شد

دلم واسش كباب شد

 

دویدمو دویدم

رفتم برای سوسكه

قلك نو خریدم

بابام بهم یه چنگ زد

یه سیلی و شلنگ هم زد تازه نامرد...

 

مامان گفتش ای شیطون 

مرده شورت ببیرون

کردی تو سوسک رو حیرون

آشپزخونم رو ویرون

 

سزای تو هست کتک

نه‌چیپس نه‌کوفت نه‌پفک

بیا نزدیک تر هولو

من مامانم نه لولو

 

مامان بهم یه بوس داد

بلیط اتوبوس داد

گفتش برو به کوچه

پیش حسن کلوچه

بخر یه دونه قلک

بی‌حیله و انگولک

دفعه‌ی بعدی تکرار  

منم و تو و ضامن‌دار

 

دویدمو دویدم

سقاخونه رو دیدم

کردم شمعا رو خاموش

مامان‌بابا رو فراموش

خداجونم وای مرسی

از این همه اینرسی

 

|+|    EL Niño -  2009/7/9 

 

 

قرن بیست و یک – ظهور بشر ِ متعفن:

پس از اختراع ماشین زمان در این دوره، حضرت رحیم‌پور ازغدی (ع) - استاد حوزه و دانشگاه - به عصر کرتاسه سفر کرد و تور ارشاد ماقبل تاریخ‌اش را با خطابه‌ای در باب " عرق‌خوری با دایناسورها: درک شهودی دکترین لیبرال‌تیرانازاروس‌های سگ‌بغل‌کن" آغاز نمود.

 

منبع: تاریخ تمدن حسین‌شرخر – جلد هفتم

 

|+|    EL Niño -  2009/7/7 

 

 

" قول میدم خوشبخت شم."

 

 

 

]برچسب: رکوردهای گینس[

|+|    EL Niño -  2009/7/6 

 

 

The Saxybill  "سگ‌سیبیل"

کارگردان: مسعود نمک‌چال

فیلمنامه: نیکوس کازانتزاکیس feat. مارچلو سالاس

اقتباسی از رمان منتشرنشده‌ی زیگموند فروید، "خانه‌ی تنبان‌های درّان"

تگ‌لاین: از هشتمین وادی عشق، از ورای فنای حق، از میزانپلی

بازیگران: کیت وینسلت، مجری گزینه جوان، علی انصاریان، با معرفی فرزاد حسنی در نقش لئو ناردونه کاپریو

درجه‌بندی: EL PGGCHI )نبینید بهتر است( به خاطر صحنه‌های غیراخلاقی، اخلاق‌های صحنه‌ای، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی

رون‌تایم: 235 دقیقه (نمایش بی‌المللی)

             17 دقیقه   (ایران)

محصول مشترک ایران، یونان، شیلی و آمریکای جنایتکار

 

نیم‌نگاه:

خدیجه (کیت وینسلت) دختری پاره‌وقت است که در مواقع غیر پاره‌وقت وبلاگ می‌نویسد. او بر خلاف پاره‌وقت‌ها که ترافیک مشتری دارد، بازدید وبلاگش کم است و این زندگی دوگانه او را تا سر حد جنون کتک می‌زند. خدیجه برای خرید دامین پربازدید نیاز به پول بیشتر دارد. به همین خاطر تصمیم می‌گیرد به پیشنهاد مشاور آمیزشی‌اش (مجری گزینه جوان) کارش را تمام‌پاره کند تا اینکه در یکی از پاره‌وقت‌ها با مردی (فرزاد حسنی) آشنا می‌شود و...

 

 

نگاه منتقد:

ژان ژاک آنو – گاردین: رگه‌های جنونِ اسلحه‌ی برهنه در "سگ‌سیبیل" مرا یاد فیلم‌های فیلمساز چینی " آنگ لی" انداخت. یک درام شرقی تمام‌عیار.

ایوان زامورانو – لیبرتادورس: نبرد عشق و هوس، پیچ ِ پیچیده‌ی این فیلم است که در دالان‌های پیچ‌در‌پیچ هی می‌پیچد و می‌پیچاند. فضایی آمیخته از دلهره و دل‌پیچه.

تاکشی کیتانو – آساهی: دراماتیزه شدن خشونت در پستوی روابط اجتماعی شخصیت‌های فیلم، آستانه‌ی دیالکتیکال ذهن تماشاگر را با آدرنالین اضافه‌ی خون میکس و مونتاژ می‌کند. چیزی شبیه معنویت ِ بسته‌بندی شده.

محسن حدادی – کیهان: از سلمان رشدی ثانی (مسعود نمک‌چال) انتظار دیگری هم نمی‌رفت. کمااینکه هیچ نسل سومی‌ای نباید پلانی از این فیلم را لایق نجابت وکیوم شده‌ی جوان ایرانی بداند. وای بر روزی که رسد امروز، هیهات منا الذله.

 

+ اگر این فیلم به اخلاقتان نیک آمد، پیشنهاد می‌شود:

عروسی زیبا بروفه – پارتی یدالله اکبری (بازیکنان استقلال)

Devil’s Advocate Orginal Sin – Godfather – Dead Bit.chs Society

 

|+|    EL Niño -  2009/7/2  | 

 

 

 

 

بسیــــــــــــج، چرک است.

                                                          امام خمینی (ره)

 

 

|+|    EL Niño -  2009/7/1  | 

 

 ]آهنگ "استیل لاوینگ یو" از حضرت اسکورپیونز (ع) توی کلبه در حال پخش شدنه و نور سبز ملایمی تو صورت رویا افتاده[

 

مسعود: بالاخره رسیدیم رویا...
رویا: اینجا دیگه کجاس منو آوردی؟
مسعود: اینجا کلبه‌ی عشاقه... عشاق میان اینجا با هم اختلاط میکنن.
رویا: آااااه عشق... چهره‌ی قهوه‌ای‌ات پیدا نیست
      مسعــــووود، یه آب‌گوریل برام می‌گیری؟!

مسعود: آره رویای من...

میگیرم برات هر چی نقلُ نبات

میریزم به پات عشق و اطلاعات

میمیرم برات تو شهر تو دهات

چقدرم بهت میات رنگ رژ لبات!

 

رویا: دوسِت دارم

مسعود: چون پنج‌شنبه‌ها می‌برمت بیرون با هم آب‌گوریل‌کیک بخوریم؟

رویا: دوس‌اَت ‌می‌دارم نه به خاطر چیزی که هستی. بخاطر چیزی که هستم، هنگامی که با تو اَستم.

مسعود: آب‌گوریلت سرد شد...

 

 

|+|    EL Niño -  2009/6/29  | 

 

Qanbar e Khame

 

 

نام: قنبر خامه

متولد 1370 ، یاخچی‌آباد – تهران

از اراذل نامی سیدخندان و حومه

آلت تخصصی: سنجاق‌قفلی

تاپ‌شگرد: زورگیری با سنجاق‌قفلی

رذایل اخلاقی: بی‌رحم، آدم‌باز، تقریبا یزید

سجایای اخلاقی: باحال، ولخرج، ولگرد، پایه، خوش‌قلب

 

 

سیبیلان

بی‌سیبیلان

به " زورگیری با سنجاق‌قفلی" ایمان بیاورید. همانا این به صلاحتان است.

|+|    EL Niño -  2009/6/28  | 

 

 

ما نمی‌فهمیم هیچ از غم سگ

ما سگ‌مردمان که وفا می‌کنیم عین سگ

ما که نمی‌دهدمان هیچ جهان محل سگ

 

ما که پارس می‌کنیم

ما که رنج می‌بریم

ما که دم تکان می‌دهیم

 

مثل سگ

 

ما که قلاده جر می‌دهیم

بی‌قلاده به تاخت می‌تازیم

رها و

آزاد و

بی‌همه‌چیز

 

مثل سگ

 

به باخت می‌بازیم و

به باد می‌رقصیم و

به غرور می‌شکنیم

 

ما که خیس می‌کنیم

ما که لیس و له‌له می‌زنیم

ما که هیـــــــــــــس می‌شویم

 

مثل سگ

 

ما که نیایش می‌کنیم

افتان و خیزان می‌دویم

تمام‌قد در مزارع بی‌پدری... آرمان‌ها را شخم می‌زنیم

در اسلامیک‌ترین سگدونی کائنات، بی‌الکل‌ترین آب‌محسوس‌ها را در سوگواره‌ی نسل سگ‌های سوخته، سر می‌کشیم

سگ‌مست از عیش و نوش، سرشار از جنب و جوش و خروش

سودای سگ سر می‌دهیم

 

تا بوق سگ

 

ما که جان می‌کَنیم

که جان بدهیم

ما که تلف می‌شویم...

مثل سگ

 

سگ‌هایی که بو می‌کشند پشت سر ما

میگن باید بپری از روی این آب

با گذشته‌های خیس بری به خواب

 

پس با اولین سپیده

با اولین شعاع نور که از مشرق بر کارتن‌خوابی‌آباد خواهد تابید

بیدار شوید و به جای کلیشه‌ی مسموم و مزخرف "صبح به خیر"

به سیمای هم تف کنید

تا هم صورت شسته باشید و هم سیرت

 

دوشادوش هم

به بلندی‌های جولان می‌رویم و جولان می‌دهیم

به سان ِ خردساله بچگکانی که سال‌هاست جیش خود را نگه داشته‌اند

آن‌قدر می‌شاشیم تا خود را غرقاب شاش ِ خود بینیم

سوار بر کف ِ روی شاش

آغشته از حبابِ هستی

                        در عیش ِ کوش و مستی

                                                        در شور فتح نیستی

آن روز دنیا تمام می‌شود

و دنیای جدید به دنیا خواهد آمد

 

عاری از همه چیز

دنیای بی‌همه‌چیزان

 

فقط سگ‌ها خواهند بود

پدرسگان و مادرسگات

سگ‌تولگان و توله‌سگات

 

و حسین‌شرخر

آخرین سگ‌آشپز  ِ هستی

بیم و بشارت می‌دهد

که تا ابد در دیگ‌هایتان

فقط و فقط

سر ِ سگ بجوشد.

 

والسگ به قبر جد و آبائنا اجمعین

حسین‌شرخر

تابستان 1388 هجریِ مدت‌هاست ابری

 

 

|+|    EL Niño -  2009/6/26  | 

 

در و داف و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو همیشه کیپ مووینگ فوروارد باشی و موکدا دونت گیوآپ

 

اما اگه تو زندگی احساست اینه که یه کیسه آشغالی

خب واسه اینه که یه کیسه آشغالی

پس بلند داد بزن و بگو

من یه کیسه زباله‌ام...

 

من یه کیسه آشغالم...

 

 

|+|    EL Niño -  2009/6/25  |