تبليغاتX
حسین‌شرخر

 

 

 

 

The Dogs of Friday

 

 

قالبامو گوذاشتم کف دستات

اما تو، تو چیکار کردی، تو باهاش

تف کردی روش

 

 

+ درباره‌ی عکس: طرح سردستی "عشق زمینی"، گشتاسب قلقله‌زن و عشاق، 1989

پست مرتبط: آمبولانس هایکو
|+|    EL Niño -  2009/5/18  | 

 

 

هسته‌ی مرکزی گروپ دانشجویی "آلترناتیو فایننس اینترناسیوناله" برگزار می‌کند

همایش گردش در آسیب‌ها و چرخش در پیامدهای فساد فی السماوات و ما فی الارض

 

از دلیوری پیتزافروشی تا پاشیدن مخ اقتصادی

بررسی علل شکوفایی مالی کاظم قلم‌چی و شهرام جزایری در عرصه اقتصاد ایران

نیم ساعته

ز گهواره تا گور

 

برنامه‌ها:

·          ظهور مجری

·          قرائت بیوگرافی دو کوکب درخشان آسمان اقتصاد ایران

·          نمایش فیلم مستند " سگِ زرد خیزان، شغالِ بی‌برادر پنهان"

·          سخنرانی کاظم قلم‌چی + قرائت درد دل‌ها و دل‌نوشته‌های دوران دلیوری

·          ارتباط ویدئوکنفرانس با شهرام جزایری (بوینس آیرس- آرژانتین)

·          صدور بیانیه

·          تاکید روی بیانیه

·          غلط‌گیری بیانیه

·          گرفتن عکس یادگاری با بیانیه، دیدن کاظم قلم‌چی از دور و اهدای پوستر تمام‌قد شهرام جزایری به مریدان

·          اجرای سرود ملی جمهوری اسلامی ایشان توسط گروه موسیقی قالپاق

·          غروب مجری

 

همراه با برگزاری کارگروه‌های تخصصی کشف سولاخ‌ها و سمبه‌های اقتصاد ایران و بروز خلاقیت‌های نهفته‌ی مادرزاد

 

مکان: دانشکده معماری دانشگاه عشق و شهوت ایران – آتلیه 9 واقع در زیرزمین

زمان: سه‌شنبه 22 اردی‌بهشت – از ساعت 7 شب، به صَرفِها و صُروفِها

 

حامیان: سازمان تبلیغات آزاد اسلامی – اتحادیه سگ‌مسلمان‌های میلیونر – موسسه روبان‌سبزتولیدِ دستِ چپ - واحد پیوند عقل دانشگاه علوم‌پزشکی شهید بهشتی – انجمن "یک‌شبه‌ره‌صدساله‌رو"های در قید حیات – شرکت خدمات جنسی فاحـ.شه اینترنشنال کرشمه  – آتلیه صدیق و دانشجویان

 

حضور شما مایه‌ی بشکن زدنِ برگزارکنندگان است.

 

|+|    EL Niño -  2009/5/9  | 

 

Amoo, Spirou & Fantasio 

 

جشنواره‌ی " کهنه کودک کاران 2010 "  با اجرای عموقناد در سالن کداک تئاتر لس‌آنجلس

با حضور ارواح خبیثه‌ی ویژه: سر جیمز بری، مارک تواین، آنتوان دوسنت اگزوپری، هانس کریستین اندرسن، مهدی آذریزدی و...

 

] بخش انتهایی مراسم... سکوت حاضرین [

 

... و جایزه‌ی خف‌ترین رفاقت جیمی‌مسلکانه‌ی تاریخ مدرن به خاطر با هم بودن

در سختی و آسایش

در روشنایی و تاریکی

در خلوت و شلوغی

در شلی و سفتی

و در اشک‌ها و لبخندها

 

اهدا میشه به...

 

] نفس تماشاگران در اقصی نقاط بدنشان حبس شده است [

 

به...

 

] تماشاگران از خواهر و مادر مجری به نیکی یاد می‌کنند [

 

به...

 

] تماشاگران نام کوچک مادر عموقناد را از هم سوال می‌کنند [

 

اهدا میشه به

 

" اسپیرو و فانتازیو "

 

دست و هوراااااااااااااااااا ...

]در این بخش به علت غایب بودن اسپیرو و فانتازیو، تعداد زیادی کودک به روی صحنه آمده و عموقناد را بغل می‌کنند. عموقناد در حالی که بغل بغل اشک می‌ریزد، از معلم اول دبستان و پدر و مادرش تشکر می‌کند.[

 

] همان شب- در رختخواب [

عمو قناد به سقف خیره شده... از جایزه ای که همیشه داده و این بار گرفته... خوشحال است.

از خدایش تشکر میکند. دیگر دنیا برایش تمام شده می‌نماید.

 

] معناگرا شات - پس‌زمینه‌ی سیاه [

عمو قناد دست بر دوش اسپیرو و فانتازیو به سوی نقطه‌ی نورانی حرکت می‌کند.

عمو قناد آزاد و رها، این بار بدون فیتیله، خود به تنهایی می‌سوزد.

 

] دیدِ پرنده [

کودکان عالم، گویی پدر از دست داده‌اند. بدن سرد عمو قناد با چرخ بال به وطن بازگردانده می‌شود.

بچگکان... همه سیاه بر تن، قهقهه‌هاشان آسمان را در می‌نوردد.

بچگکان سودای زندگی سر می‌دهند:

" یک و یک و یک

دو و دو و دو

سه و سه و سه

.

.

.

N و N و N

 

بدن اما... هنوز سرد است

 

عمو قناد مرده است.

 

] نمای پایانی [

کتری آب قل می‌زند.

چای دم می‌کشد.

فرشته‌ها برای خود چای می‌ریزند.

 

 

+ به مرد مرده. که این روزها در حمام‌های بهشت زندانی‌اش کرده‌اند.

پست مرتبط: هاکلبری‌فین

 

|+|    EL Niño -  2009/5/6  | 

 

System of A Down

 

 

به جاناتانها

به پهنهی بادها

به گردنِ دراز لکلک ها

 

به ساقهای یوهان کرایف

به صبحانههای کامل چو شیر و چیپف

به چشمان بیخواب که نآلودند به روی پف

به مادر شهیدی که نیانداخت بر صورتی هیچ تف

 

قسم به نانی که از هر طرف نان است

به آنشرلی که هنگام معاشقه، آن است

به خرت خرت قلم خوشنویس که گاوبندِ خِرَد و بنان است

به لالاییهای آرام‌ترین لیلا، که از ازل لال و تا ابد بیزبان است

 

به پیشبند دخترک ظرفشوی حقوقخوان مهاجر

به دلنوشتههای بیگناه چهاردهسالهای که حجم فروختهاش شد جر وا جر

 

به شرمساری ِ طفل شاشوی بیپوشک

به رَحِمهای همیشه پوچ و سزارینهای بیکودک

 

به ذلتِ بدکارههای بی‌لذت

به سینههای پرخون و عهدهای بی‌منت

به تیتراژ زندگی، آن "غلط کردم" های پر خفت

به دیدهی خمار و بردبار شتر

به اشکهای نوجوان بی موتور

به میکرو و قارچخور، نه مدال آو هونور

 

به توپهای لاکی ِ سولاخ

به دوستان دودره باز و گولاخ

به شستهایی که دانستند نمی‌دهدشان جهان محلی بر بیلاخ

به نوازش دستی که دست بر گیس ِ خیسم کرد و آراست

دشت وسیع موهایم را لاخ به لاخ

 

به اسکیس و پرزانته‌های ناز

به رقص بادیهنشینان و ساز

به روسریهای باز

به نیاز و راز

به نماز

 

قسم به حرف‌های ربط که نامربوط ترین بی‌ربط‌ها را هم به رابطه ترتیب می‌دهند

به واوها

و ...

 

و سقوط با سر به دنیای واقعیتها( همان هبوطی که قدیمیها جهتش به عکس فهمیده‌اند). بریدن از نه همهچیز و نه همهکس و دورههای متناوب چـِتلاگینگ... و نوشتن و نواختن و کشیدن. و پس از همهی اینها، یاد نگرفتن اینکه ‌مهمترین چیز ‌در شعارها و حرفهای بزرگ نیست. مهمترین چیز ‌در همین لحظه است که اگر نشناسیش تا ابد هم که عمر کنی نه از زندهگی که از گیاش هم هیچ نخواهی فهمید الاغ.*

  

 

* الاغ: دانای بیاراده، زنبور بیعسل

 

|+|    EL Niño -  2009/4/30  | 

 

IUST

 

میگم میای بریم پل معلق. من میشم active smoker، تو هم passive smoker. سرطانش هم نصف نصف.

 

 

|+|    EL Niño -  2009/4/25  |