تبليغاتX
حسین‌شرخر

 

 

 

 

World's Famous Drawing

 

 

از: حسین شرخر

به: دبیرخانه جشنواره بین‌المللی نقاشی و تصویرگری توکیو 2009

 

بدینوسیله آمادگی هیئت‌ژوری‌خفه‌کن ِ خود را جهت شرکت در بخش مسابقه‌ی جشنواره اعلام می‌نمایم. اثر مخلوق من با عنوان " بم زنده است..." در یک شیت A3 به نامه ضمیمه شده است.

 

[17روز بعد ]

 

از: دبیرخانه جشنواره بین‌المللی نقاشی و تصویرگری توکیو 2009

به: حسین شرخر

 

چائو سن کیموتو سوراسیانگو آلوئه ورا. ناکاموری کیاشه سائو سائو کنزو کوکتل مولوتوف، مورداشکه سایاتو اوشیناتسکه هاتوری چاکو آسافالتزچه اورالو.

]ترجمه: اگرچه اثر ارسالی شما انقلابی در سبک جـِر مدرن محسوب میشود اما خرس گنده خجالت نمیکشی از اون سن و سالت. جشنواره توکیو رده سنیه، سر تخته بشورن تو و اون نقاشیتو با هم دهن سرویس.[

 

+ دست استکبار تو کار بود... همین.

نکته کلیدی: نترسین!

]برچسب: آوانگارد [

|+|    EL Niño -  2009/3/19  | 

 

- از ویدیوی روزمرگی بگو

+ روزمرگی رو من با چند تا دوستام که خیلی خیلی مثل خودتون بچه‌های هنرمند و باحالی‌اَن، نشسته بودیم یه آفیسی دارن تو تهران داشتیم یه روز گپ می‌زدیم.

یه ایده تو کله‌ام بود که مثلا یه آسانسوری باشه بعد یکی بخونه بقیه بیان بچپن توش! تو هر طبقه اتفاقای مختلف بیفته. مثلا حزب‌اللهی بیاد تو، بزنه زیرزمین و ...

بعد گفتن نمیشه، آسانسور سخته، از کجا جور کنیم، جای لنز دوربین نمیشه و ...

همون جمعه‌ی بعدش زنگ زدیم هر چی بچه مچه داشتیم گفتیم پاشین بیاین می‌خوایم یه ساندویچی با هم بخوریم، بچه‌ها هم همه بیکار پا شدن اومدن!

یه آزانس گرفتیم صندلی جلوشو در آوردیم که دوربینو جاش بذاریم. به یارو راننده هم گفتیم واسه برنامه کودکه.

بعد با ماشین چند دور تو خیابون ظفر و نفت و اینا همینطوری چرخیدیم و بچه‌ها هی یکی یکی سوار میشدن پیاده میشدن و ما هم نشسته بودیم اون تو ...

تـِـیپ رو گذاشتیم اون تو و می‌زدیم می‌خوندیم.

آره دیگه همینجوری ...

 

]برچسب: [Ghalpagh Band

|+|    EL Niño -  2009/3/14  | 

 

رون یا سینه

یا چگونه یاد گرفتم مرغ را به خاطر چیزی فراتر از اندامش بخورم!

 

Naked Hen 

 

به هر ترتیب یه مرغ در مسیر ابراز شیفتگیش به تو

به مرتبه‌ای از فرزانگی میرسه که حتی از اندامش هم میگذره.

رون یا سینه برهنه است... حیای تو چی ؟!

 

Post Rate: PG-13 for nudity – violence – bahman paye boland & 4litri

+ Photo edited by myself, but be morghe dast ham nazadam be mola !

پست مرتبط: اینک تخم مرغ

]برچسب: باقالی پلو با عضله[

|+|    EL Niño -  2009/3/12  | 

 

Hesam – 87/11/2 – 22:58:01

riazi oomade too site …

man oftadam …

 

+ اسید ترین اس‌ام‌اس نیمسال اول 88-87 در سطح دانشگا‌ه‌های کشور.

نکته کلیدی: افتادگی آموز اگر طالب فیضی     بــِکن ز نمره و آن حامل بیضی

]برچسب: خاطرات استارداست[

|+|    EL Niño -  2009/3/10  | 

 

A man who sold his Head

 

پیچ و خم‌های سیمای بی‌آلایش او

مرا یاد جنگجوی همیشه پیروز می‌اندازد

یاد پرچم سرخ افراشته در صحرای بی‌آب

 

برق چشمانش

سحر می‌کند

تن می‌ساید و روح می‌آراید

صاعقه‌ی نگاهش

 

خدا همیشه گفته هر کسی را دوست داشته باشد، بهترین چیزش را می‌گیرد.

و چه چیزی بهتر از این چشم‌ها...

 

این قلب قرار بود خانه‌ی او باشد

که این روزها با یک چرخش پوچ

به پارکینگ عمومی جسمت بدل شده

 

سرت را

مرد راهی اگر

بیا و بیار...

 

پست مرتبط: پرچم‌های پدران ما

]برچسب: رقص پرواز[

|+|    EL Niño -  2009/3/8  | 

 

Atoliye

 

چهار‌شنبه‌ها در آتلیه

پرزانته‌ی دردها

راندوی اشک‌ها

اسکیس تلاش‌های نافرجام

 

پنج‌شنبه‌ها در گالری

مکعب‌هایی از خرما آویخته به دیوار

 

روز ژوژمان

هفت‌تیرکش‌های مغلوب

پوکه‌های شب‌بیداری‌های خود را جمع می‌کنند

 

دور  ِ سر  ِ ردشدگان

ماه و ستاره و خورشید می‌چرخد

با موسیقی متن قارقار گنجشک‌ها

 

روزهای تحویل

فلک بوقلمون به رنگ قهوه‌ای سوخته

بر سرم شیرکاکائو می‌بارد

 

دیوار ترک می‌خورد

ضعیفگان پهن بر زمین

می‌خندند

گاهی هر هر

گاهی کر کر

تا آنجا که اشک شوق از دیدگان جاری می‌سازند

تا آنجا که آرایش وحشی‌شان خراب تر از آنچه که باید، نشاید

 

این آتلیه همان جایی‌ست

که داف‌طلبان مو بلند دست‌قوی

سر به زیر و دست در جیب وارد می‌شوند

و در آخر سربلند و مماس بر داف طلبیده که از قضا همیشه مراد است

با کروموزوم‌های مخالف یکدیگر

بوم نقاشی را می‌شکافند

 

همگان، یکان‌‌یکان، به دیگران، گرویده‌اند

خرماهای بهشت زهرا به ترشی

چمن‌های محوطه‌ی پشت سلف به قرمه‌سبزی

لژیونرهای دانشکده به اسلام

 

زمان ساده کردن کسر فرا رسیده است

بازآمده از جشن تحقیر ضعیف‌ترین‌های المپیاد ریاضی

ساده می‌کنم کسر را

اعداد رادیکال به تن را

 

گوشت به مقدار لازم، کمی پوست، کمی استخوان، با چاشنی لب

و دیگر هیچ!

 

]برچسب: آنتی داف‌طلبانه‌ها[

|+|    EL Niño -  2009/3/5  | 

 

زهرا (س) حسین را به دنیا آورد

تا حسین‌ها دیگر خون گریه نکنند

تا حسین‌ها کنج دیوارهای آجری کوچه کِز نکنند

تا حسین‌ها جذب قطب همنام خود شوند

تا حسین‌ها بهانه‌ای برای تنهایی نداشته باشند

تا حسین‌ها عطر قیمه‌های محرم را با لباس همیشه سیاه خود گره بزنند

تا حسین‌ها با سینه‌های برهنه عجین باشند

 

تا حسین‌ها زهرا را مادر خود بدانند

تا حسین‌ها با ضرباهنگ دیوانه‌ساز این نام عشق‌بازی کنند

 

تا حسین‌ها سایش سیه‌چادر عربی رقصنده با باد را بر گونه‌های خود احساس کنند

تا حسین‌ها غرق در مهر زهرا، شمشیر در آغوش، پرده‌های پلیدی را بدرند.

 

]برچسب: بانوی پاک، فرزند بی‌باک[

|+|    EL Niño -  2009/3/3 

 

حالا گیریم چند تا گلابیه نیمه‌بالغ جوگیر دارن راجع به انتخابات استفراغ سیاسی میکنن.

آخه تو که دوره‌ی قبل به "مهرعلیزاده" رای دادی چه‌جوری روت میشه حرف بزنی؟

  

نکته کلیدی: این عبارت " اعتماد به نفسو داری؟! " رو کلا خیلی جدی بگیرید.

]برچسب: پویش n اُم از خاتم الرؤسا الجماهیر محمممممده خاتمی صلوااااات[

|+|    EL Niño -  2009/3/1  | 

 

Green as a Thistle

 

شبی کرکس عارفان بازآمده از ژوژمانی سخت، خسته بود و ناتمام. بدنش کوفته، شامش کوفته، زندگی‌اش کوفتی، آرزوهایش کوبیده.

کوله از دوش برگرفت و نشست بر گلیمی نازک به طعام خوردن.

آرام بر دهان داخل می‌کرد، لکن اندیشه‌اش آن بود چنان که چیست راز بهتر بودن.

ناگهان همچو ببری بی‌باک، قاشق بر زمین نهاد و ز جایش برخاست و انباشته از آتش خشم، ناخنان از غلاف برون داد و مغز خویش بشکافت. پس افکارش بر زمین ریخت.

کرکس عارفان که خشم خود فروآمده می‌دید، همچو بچگکان خردساله شیرجه در افکار خویش بزد و به تفحصش پرداخت.

به ضمیرش آمد که این چه مزخرف آمالیست مرا که احاطه‌ام نموده‌اند و زنهار از این راشیتیلیسم و پوچ‌گرایی. فغانا که ریفرشی عظیم در آیین‌مان نیاز آید.

پس با خود اندیشید که چگونه کرکسی باشد تا خود راضی، خداوندگارش راضی، چند نقطه ناراضی.

با خود گفت:

مثل ابر رها

مثل خرس قوی

مثل اسب سریع

مثل گاما پرانرژی

و همچو کرگدن تنها

 

اما اینها کرکس عارفان راضی نمی‌نمود.

چون از افکار خود مایوس بگشت، بی‌درنگ بر S.O.S دکمه‌ای که در مچ دست چپش تعبیه شده بود فشاری بنهاد. و این نشان S.O.S از آوان کودکی چسبیده‌اش بود و هر آن‌گه که نیاز می‌یافت، می‌فشرد (رجوع شود به کارتون "چوبین"). لمحه‌ای مگذشت که ندا آمد. البت این‌بار ندا، آن ندای همیشگی و آشنا بر کرکس عارفان نبود. ندا دختری بود خوش‌سیما و پانچ‌قامت تو مایه‌های "فرشته‌ی مهربون" همان کارتون چوبین و وی آن شب بدفرم به حسین نگاه می‌کرد و چون حسین و ندا در دخمه‌ای خویشتن خویش تنها دیدند، شیطان اومد به عنوان نفر سوم!

ندا به زبان آمد: حسین تو را این‌بار از خیرت بگذرم که این خیر بیشتر به شر آید! مرا از سوی خداوندگارت پیغامیست و آن این:

"ای حسین

و چون از بندگان ما خواهی شوی

در صحرای بی‌آب و بی‌ادعا آزاده باش

تنها

وسیع

سر به زیر

سخت

صبور

و سبز مثل خار."

 

پس شد آن‌چه شد.

 

 

+ با تشکر از Vanessa که در این بحر، هم‌شنای من بود.

پست مرتبط: حسین و مارگریتا

]برچسب: غرق در بحر مکاشفات[

|+|    EL Niño -  2009/2/28  | 

 

روزی روزگاری چنین بود که جوانان خسته‌دل و ته خط رسیده و داغان و شکست خورده، وبلاگی داشته باشند با قالبی یکدست سیاه تا سیاه بنویسند از غم از دست دادن و نادیده گرفته شدن و سیاه بنویسند از طعم تلخ عبور از جاده‌ی خاطره ها !

اما حال که روزگار به دست بالاترین، فوروارد شده به جلو می‌تازد و این بار به همت طراحان خلاق و استقبال جوانان اهل اخلاق، قالب‌های سیاه رخت خود از وبلاگ‌ها بربستند تا خسته‌دلان شکست خورده و پوچ‌گرایان کافی‌شاپ نشین قهوه و سیگار خور، در صفحه‌ی سفید وبلاگ خود خاکستری بنویسند و سیاهی را صدا کنند.

 

اما چه باک که اگر تیریپ پانچ باشد و قامت راست همچو سرو، می‌توان در دل سیاهی قالب هم سفید نوشت. گاهی آنقدر سفید که روشنایی کلمات چشمان خواننده را سخت بیازارد و مردمک دیدگانش را بخراشد و صیقل دهد. نتیجه‌ی این سادیسم داوطلبانه، لذتی دو لبه است. برای نویسنده، برای خواننده.

 

قالبی باید ساخت

به رنگ قهوه‌ای سوخته

هدری مملو از جنایت و مکافات

با کمی شکلات آب‌شده اهدایی از سوی عالی‌جناب ویلی وونکای کبیر

مقداری دون دون قرمز روناسی به منظور تندتر شدن طعم پست‌ها

و فونتی به رنگ لواشک برای ثبت لحظه‌های ترش

 

قالبی که در انتها به جای محفوظ نگه‌داشتن حقوق یک مغز دو کیلو و 751 گرمی

تمامی رذالت‌های ذهن بی‌آلایش نویسنده را به پایین‌ترین قیمت حراج کند.

 

 

+ کامنت‌های پیش‌بینی شده:

- دختر 18 ساله – خسته دل: پس چرا قالب خودتم سیاهه؟ ینی توام نفرین شده ای؟

- پسر 21 ساله – آویزون: سلام دوست جون. با شعری با عنوان "قل قل  ِِ خاطره‌ها" به روزم.

- دختر 14 ساله – جویای قلب: واااای عشقم خیلی خوب مینویسی. به منم سر بزن. ]بوس قلب قلب قلب[

- خانم 39 ساله – تازه به پاریس رسیده: واقعا چرا ما باید حجاب داشته باشیم؟ این چادر چی است زورکی آخر؟ در بحث ما شرکت کن الاغ!

- پسر 24 ساله – عضو فعال انجمن اسلامی تقلبی امیرکبیر: همراه شو ای عزیز، کین خاتمی دهن سرویس، به این راحتی‌ها همراه... نمی‌شود.

- آقا 28 ساله از میدان رسالت: آسفالت پشت‌بام خونه‌ی ما 6 ماهه خرابه. لطفا رسیدگی شود.

- نامشخص بچه‌سال – از اوگلاهوما: اول!

- پسر 22 ساله – از اهالی وردپرس: ]در حالی که به خود افتخار می‌کند، به شکل هولناکی زبانش را در آورده دهن کجی می‌کند.[

- کودک 19 ساله – ساکن فهیم آباد سفلی: عمو شرخر نقاشی منو هم بذار تو وبلاگ اوممممممممم من مسابقه محله ... یک و یک و یک ... اومممممم!

- پسر 23 ساله – مینی‌مال‌نویس نما: چ  ِ

- جنسیت نامشخص – سرطان: ببین من خودتو می‌شناسم، اون باباتم می‌شناسم، مامانتو هم می‌شناسم. ولی خواهرت نیستم. من کی‌ام ؟!!

- دختر 19 ساله – بخش خصوصی: بوق!

 

>>> 

کلید بارانداز:

 

I- بلاگر اروتیک؟ کی؟ من ؟!

II- یه بار دیگه بیاین بگین چرا به نظرات اهمیت نمیدی، اون‌وقت دیگه منم و شمایی و اون چ...! یعنی چی من اهمیت نمیدم؟ اصلا مگه شما دیدین؟! من حداقل هفته‌ای چند بار اهمیت میدم. نظرات شما همراهان همیشگی حسین‌شرخر مایه‌ی دلگرمی، دست‌گرمی و مدادگرمی من است.

III- حسین‌شرخر شخصیتی است چرک، خاکی و غیرمردمی. آماده دریافت هرگونه پیشنهاد، انتقاد و نکات غیرکلیدی شما (بله شما... خود ِ شما) استیم.

IV- حسین‌شرخر را نیمه‌شب‌ها میل کنید. اگر خوشمزه بود، به دوستان خود نیز تعارف کنید.

V- هم‌سفره‌ی کوفته‌ی ما شوید: غذا حاضر است.

 

]برچسب: کارشناس مسائل کارشناسی نشده[

|+|    EL Niño -  2009/2/21  | 

 

شرکت خدمات جنسی " فاحـ.شه اینترنشنال کرشمه" عرضه کننده‌ی هر آنچه که تا به حال دست و پا و اقصی نقاط بدنتان بدان نرسیده است.

با ما به عقده‌های همیشگی‌تان پایان دهید.

 

از آغاز تا کنون، اعتقاد ما تنها بر یک جمله بوده است:

" اگه دادی... که دادی. اگه ندادی، منم و تویی و اون چاقو ضامن‌داره! "

 

اعتماد به ما، تضمینی بر کامیابی تو !

جرات دارید با ما تماس بگیرید.

فاحـ.شه اینترنشنال کرشمه (علامت تجاری)

امین همه‌ی عقده‌ای‌های ایران

 

]برچسب: هرزه‌نگاری‌های یک ذهن بی‌آلایش[

|+|    EL Niño -  2009/2/20  |