|
|
|
|
ساچ اِ لونلی دی ... ساچ اِ لونلی دی
این صدای دارونه که داره با آخرین ولوم تو گوشم میخونه.
یاد روزگار قدیم میافتم. خودم بودم و خودش. نشسته بودیم لب جوب. جلوی پیش!
به کلاههایی که سر هم گذاشته بودیم میخندیدیم. به رودستهایی که بلعیده بودیم. نمکی که هیچ وقت نخوردیم و نمکدونی که با لذت زیر پاهامون خرد کردیم.
یادم اومد قبلا کفش پامون بود. کلاه هم داشتیم. کلاهامون مشکی بود. یه روز باد اومد، کلاههامون رو برد.
ده موست لونلیست دی آو مای لایف
این صدای دارونه که داره با آخرین ولوم تو گوشم میخونه.
آخرش به هم دست دادیم. قول دادیم. که وحشی باشیم واسه بهتر بودن. که دیگه حسرت از دست رفتهها رو نخوریم. که با "حال"هامون بیشتر حال کنیم.
و بعد فکر کردیم بزرگ شدیم. دیگه هیچکس و هیچچیز نمیتونه جدامون کنه. فکر کردیم فانوس تو دستای خودمونه.
بازم نشستیم لب جوب. کفشها رو کردیم توی آب.
کلاهامونو سفت چسبیدیم...
سرامونو باد برد !
]برچسب: رز وحشی[
رفاقت یعنی چی؟
حالا عرض میکنم حضور اَنورتون
ینی مثلا با آقای دوست رفتی هیئت. بعد آخرش که غذا میدن، تو غذای تو تهدیگ نباشه.
اونوقت بدون اینکه چیزی گفته باشی، آقای دوست تهدیگ غذاشو نصف کنه بذاره تو ظرف تو !
]برچسب: حسن ننه[
وقتی پیرزنهای تنها و خستهدل ِ عاشق ِ متروسواری
تنها دخترانی هستند که بهت پیشنهاد بیشرمانه میدن
تا مثل یه نجیبزادهی بریتانیایی
مچ دستشونو بگیری و تا پایین پلههای برقی همراهیشون کنی
میتونی از خوشحالی جیغ بزنی! چون تو یک برگزیده هستی
اونا فقط از هیاهوی پلههای آهنی ترسیدهاند
از اینکه لابهلای اون شیارهای فلزی غرق بشن
اما تو
از احساسات چروکیدهی پیرزن نترس
چرا که احساسات او هم روزگاری
اتوکِش
داشته است.
+ مسابقهی کامنتک: به نظر شما هیجان انگیزترین هدیه برای یک پیرزن پولدار تنهای خستهدل از طرف یک شرخر بیپول چی میتونه باشه؟
1) دندون مصنوعی دوبلکس آنتیجرم مجهز به شوفاژ، کولر و پارکینگ
2) اسنوبورد یا کفش اسکیت امضا شده
3) گیتارالکتریک برای نواختن سولوی عاشقانه توسط شرخر قبل از معاشقه
4) مجموعه آثار هانس کریستین اندرسن
5) بلیط کنسرت 2009 شادمهر عقیلی در دبی
6) اتو بخار الجی مخصوص زیباسازی پوست اقصی نقاط بدن
7) صنایع دستی حسینشرخر شامل: کابل، چوب کریکت، تیزی، زیپو حلبی، 4لیتری، سرنگ توربو، پنجه بوکس، کلاه خلافی
8) یه وانت گلایل سفید با روبان مشکی
9) دیویدی عروسی زیبا بروفه
10) عشق، محبت، دوستی، رفاقت، صداقت، معاد روز قیامت و مسائلی از این قبیل
شما باید عدد مربوط به گزینهی مورد نظرتون رو از طریق بخش نظرات ارسال نمایید.
به دهندهی بهترین پاسخ یک چیـــــــز داده میشود.
نکته کلیدی: قتل... در راه عشق
چه کسی... کوشته خواهد شورت ؟!
]برچسب: وولورمتایم ولنتایم والنتینو ولنتاینینهو[
پوستی برای ورودیهای جدید
کاغذ 70*50 به تعداد پسرهای کلاس
مارکر 730 هر کس یک عدد
وایتبرد نوکضخیم برای فیگور ... اگه از قبل نوک باریکشو داری، نمیخواد!
کالک 50*70 برای پروژه پایان ترم... 15 عدد
راپید 0.4
شاید
زغال طراحی
هرگز!
و تو ای دهن سرویس! B6 ِ من که لابهلای زندگی به سرقت رفتهات هویدا شود
هنگامهی من آن روز است
هندسه پاس خواهد شد... بیان1 نیز هم
برای جشن آن روز
لباسهای چرک و نشستهات را در نیار (در)
در آن لباسشویی خودکار نفرین شده
بگذار برای یک نیمهشب هم که شده
به یاد لجنزاری که کودک ِ برونم در آن بالید و نیرو گرفت
با بوی گند یکدیگر
شیشههای کالسکهی دوستیمان
بخار کند
آرام.
نکته کلیدی: ما شیفتگان دانشیم نه تشنگان نمره (صدای اراذل: تکبیـــــــــــر)
]برچسب:دلهرهی دروغین[
در تند غذا:
+ آقا پیتزاهاتون تازهاس؟! واسه مریض میخوام!
ته خط، در حاشیه مراسم جنجال برانگیز بلیت جمع کنون:
+ اونایی که دادن، برن. اونایی که ندادن، خودشون بیان جلو بدن.
در کادر راهپیمایی:
+ آزادی شرق به غرب: آمریکا در چه فکریــــــــــه
- آزادی غرب به شرق: امیــــــــر قلعه نوعیــــــــه
همان:
+ روح منی خاتمی... بت شکنی خاتمی... بشکن!
- نه نمیشکنم
+ بشکن!
- نه نمیشکنم
+ بشکن!
# نه نمیشکنه نمیشکنه چچچچشششششش
در کنفرانس مطبوعاتی، علی دایی سخن میراند:
+ خب ما امروز خیلی حملهای بودیم. سیستم بازی ما 3- 4- 4 بود.
پست مرتبط: شرخرها کشوری ندارند
]برچسب: آمارال دانته[

مثل پاتیناژ رو لبهی تیغ
مثل لبهی تیغ واسه صورت برهنه
مثل صورت برهنه واسه بوسهی اژدها
مثل بوسهی اژدها واسه گــٌر گرفتن آتیش پیت
مثل آتیش پیت واسه ولگرد
مثل ولگرد و شبهای بارونی
مثل شبهای بارونی برای کتونیهای سوراخ
مثل کتونیهای سوراخ واسه ماراتن
مثل ماراتن تو جادهای از جنس "دو نقطه دی" های بیدندون تو
مثل من واسه هیچی
وقتی تو افطار پارتی روزهدارهای لبخند، اولین پسری باشی که پاشی سامبا برقصی.
]برچسب: گناه فرعی[
جمجمهی متداولترین دختر ورودی جدید رو زدی اونم چه جوری! با یه دسته گلایل و دو تا کافیمیت!
حالا کاری نداریم که حرکت خیلی قبیحانه و مسمومه... نوش جان.
فقط بخشهای "هات" رابطهتونو تو خلوتی چیزی انجام بدین. آدم کهیر میزنه خب.
+ آره آقای سالبالایی... با شمام. بله شما، خود ِ شما!
+ حالا هی بگین گلایل فقط به درد تشییع جنازه و مجلس ختم میخوره!
نکته کلیدی: ایرانسل عامل اصلی فساد جوانان و موجب انحنای چندضلعیهای عشقی است. (روابط عمومی حمال اول)
]برچسب: علوم ارتباطات[
پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیـــــارت برگشتنی یه دختری خوشگلو با محبت
چقدر مصراع اول این شعر رو دوست دارم. چقدر دوست داشتم این مصراع رو من گفته بودم.
کاش هیچوقت برنمیگشتیم از زیارت.
کاش هیچوقت برنمیگشتیم.
کاش برنمیگشتیم.
]برچسب: حسرت[
مکان: چایخانه برادران زمان: بعد از امتحان پایان تـــر (م)
سیبیل شماره 1: آقا فقط بهمن ۵۷.
می دونستی اغلب بچه ها تو دانشگاه هنر "بهمن ۵۷" میکشند. میدونی چرا؟
چون این قصه از بهمن ۵۷ شروع شد ...!
سیبیل شماره 2: مشکل تنها بوی بهمنه که لامصب با هیچی نمیره، و اینکه سخت کام میده و دهنت سرویس میشه تا یه کام بگیری اما خداییش بهترین سیگاره واسه اونایی که آزادی خاص خودشونو دارن، نه عین ما که دستمون بسته است و…
سیبیل شماره 3: تیر هم خوبه. تیر ِ ملایم تهیه شده از خرمنهای توتون بهمن، تریپ پیرمرد خفهکن! اگه چوب سیگار هم داری اشنو ردیفه.
سیبیل شماره 4: سهیلجان میشه طرز برطرف کردن بوی وینستون عقابی رو هم بگی؟ بد زهرماریه این لامصب…
سیبیل شماره 5: دیشب بهش گفتم. حالا خونواده هم میدونن. گوره پدر، مادر و دیگر بستگاناش!
فاینال سیبیل: ای سَقَط شین همتون اِستیلو کردین دبیرستان دخترونه. آدم تو توالت چپق بکشه، ولی با شماها وقت نگذرونه !
نکته کلیدی1: خدا بیامرزه بابای "حسن ننه" رو. همیشه بهم میگفت "حسین! دو تا چیزو هیچوقت ترک نکن، یکی زیرشلواری یکی سیغار! "
نکته کلیدی2: دخانیات عامل اصلی سرطان و ایدز و اینا و همچنین باعث متلاشی شدن کانونهای خانوادگی- داخلی و آمیزشی- خارجی و موجب پرت بودن حواس در مواقع نیاز است.
]برچسب: سیگار سیبیل سرطان[

Chapter I
19th WrongWay
این روزها که هر روز نوزده سالهام
چه خوشحالم که میکنم هر غلط که نباید
چه بد نیست که کسی تا گوید:" حسین معلوم هست چه غلطی داری میکنی؟ "
اینجا، همینجا، نوشت، که از گزند داس دروگر وقت، هیچ کرگدن را زنهار نیست
و چون دههی سوم کلید خورد
خسوفهای کژخیم، شکوه حماقتهای کودکانهات را لکهدار خواهد کرد
اگر گذر زمان ندهد خراش
پوستت را، کمر به پایینت را
اگر استعدادت بر تو چیره شود، و نه تو بر آن
و اگر به یگانه مهارتت، به خراب کردن پلهای پشت سرت
اصرار کنی... اصرار کنی، اصرار، اصرار، اصرار
فشار بده ریفرش را
بدکاره شو
آزاده شو
فشار بده ریفرش را
بدکارهتر
آزادهتر
Chapter II
Wild Rose
منم...
یک پلانکتون
در آبی بیکران
منم یک نهنگ قایقران
منم آن رز وحشی
در
دشت گریان
Chapter III
Dirty Architecture
پروردگارا... مای گاد
بگذار باشم
یک تصویرساز
باشم یک پینگپنگ باز
یک بادکنک باز
یک پنچرگیر هوسباز
باشم وکال یک گروه جاز
نباشم آن معمار شکست خورده
آن که انتخاب واحدش بود دیرهنگام
آن که با یزید ِ دانشکده بیعتش سخت بود آسان
Chapter IV
Sketch of Beyonds
بزن بر کوه
بر فشن دختران پشموه
بزن آن پشمهای انبوه
هزینه کن، به قدر شادی ژیلتهای توربو
بزن گردنهای ِ باریکتر از مو
بزن اسکیسی از
ماورای بلوز تنگ ِ چروکدختران ِ خرپول
Final Chapter
O Come O Come Hossein
با شلیک عزرائیل
مسابقه آغاز شد
او بود در مرکز دایره
دوندگان، بینهایت شعاع در دست
از رگ گردن که رد شدند
او مهربان بود
از محیط دایره هم رد شدند
او امیدوار بود
از صفحهی کاغذ
از بینهایت ها
بگو که ندارد خط پایان
ماراتن ِ از خدا دور بودن
]برچسب: زندگی اسرارآمیز کلمات[
ای کارت اعتباری مفلوک!
جفت کلیههایم را در ebay به یک خانم دکتر هلندی فروختم. بزودی صفرهای از دست رفتهات را پس خواهم داد.
نگران تصفیهی خون هم نباش
قلب من سوپرمارکت است!
نکتهی کلیدی: متاسفانه یا خوشبختانه... رو قلب شرخر نمیشه قیمت گذاشت.
]برچسب: تنفروشی اسلامیک[
پیرمرد سیگاری از وقتی که اون "دستیار سوم کمک دندانپزشک تجربی" کنار کشیدش و بهش گفت "واسه رهایی از انجام کار جلف،سبک، غربی و چیپی همچو مسواک زدن، میتونی از صلوات فرستادن واسه پاکی و خوشبو شدن دهانت استفاده کنی". بدجوری این جمله به دلش نشست!
کار به جایی رسید که این روزها سرمایهداران کلهگنده و بدبوی جهان آفرینش، از " آبدهان پیرمرد " به عنوان عطر مورد علاقهشون یاد میکنند.
]برچسب: شیرجه از تختهی 10 متر , استخر افکار جنون آمیز[حسین
چند دقیقه است امتحان "اندیشه"اش تموم شده... بعد اومده در فاصله 120 سانتی متری من سیگار به دست تو چشمام زل زده میگه:
- حسین! چرا هیچکس تو این دانشگاه حامله نیست؟
سرمو میگیرم بالا رو به آسمان نه چندان آبی با حالتی مخلوط از عجز و التماس و نیاز: خدایا، چه کنم؟!
البته بعدش براش مفصل توضیح میدم که به عنوان یه ترم اولی این چیزا ربطی به تو نداره و خیر سرت یه کم درس بخون، آخه 10.5 هم شد نمره ریاضی ؟!!
]برچسب: بلوغ سوپر دیررس[
مهد کودکهای تهران یا چگونه یاد گرفتم بچگکان دوستداشتنیه زیر 6 سال را کتک نزنم و از آنها عکسهای گالریپسند بگیرم.
- بله استاد، همون طور که میبینید این عکس نمای بیرونیه، این یکی زمین بازی مهده، راهروی ورودی رو هم عکس گرفتیم ولی دیگه از اونجا به بعدشو نذاشتن!
+ خب شما اگه مثل آدم درخواست میکردین حتما بهتون اجازه میدادن.
- بلی. البته خانوم مدیر مهدکودک دلایل دیگهای داشتن. اول اینکه " اینجا خانمها حجاب ندارن، خجالت نمیکشی سرتو انداختی اومدی تو! "و دلیل دیگهشون هم این بود که "اکثر بچهها خوابن، اون تعدادی هم که بیدارن اگه شما رو با این تیپ و قیافه ببینن میترسن، جیغ میزنن بقیهی بچهها رو هم بیدار میکنن." و خب از اونجایی که دلایلشون به شدت قانع کننده بود، ما نیز از ادامهی کار منصرف گشتیم.
+ 0o0o0o0 (اشاره به هارمونی تغییر سایز پیدرپی دهان و چشمان استاد)
دیالوگ ماندگار مهد کودکانه، کوچه خیابانانه:
- اِاااااااا ...
+ ماشینه بی اِم بـــــــِ ... خورشتِ قیمـــــــبه!
]برچسب: سفر به مهد کودکهای تهران همراه با حسینشرخر[