|
|
|
|
سرویس دهانی - بنابر تحقیقات میدانی انجام گرفته توسط تیم پژوهشی Downtown LashBoys (اراذل پایینشهر)، کسانی که در نظرسنجی کارتونهای مورد علاقهی دوران کودکی به "فوتبالیستها" رای دادهاند، همونهایی هستند که به اتفاق لابهلای وسایل شخصیشون فول آلبوم "ساسی مانکن"، فول دیویدی "جواهری در قصر" و همچنین فولپوستر تمامقد "محمدرضا جنگل (ایکات ِ سابق)" یافت شده است.
به گزارش "حسن ننه"، در لیست آیپاد بیش از نیمی از این افراد ترکهایی از داود بهبودی، شهرام پشمو، منصور، حاج حسن آقا شماعی زاده (حسن خر صدا)، سروش هیچکس (سروش پلیکا)، سندی، محسن یگانه و پنجاه سنت وجود داشته و البته چندین و چند چیز دیگر از جمله:
· پک ِ کامل تمامی فصول "فرندز" و پک ِ ناقص "لاست"
· آرشیو کاملی از فیلمها و شیطنتهای دوشیزه "شارون استون" (مستند "راز پایداری عضلات شارون استون" هم در این آرشیو رویت شده است).
· مقداری کتاب از جمله کیمیاگر، ناتور دشت، بوف کور، بوف کمبینا و بوف کچل.
· اشعار طبقه بندی شده از فروغ خستهدل و فریدون کلنگ برای مصرف در مناسبتهای خاص.
· مقدار متنابهی مجلات ِ "دو نقطه دی" آور اعم از همشهری جوان، چلچراغ، پلیبوی و غیره.
مشروح این گزارش در شمارهی اخیر مجله "Eggy Fictional" (تخممرغی تخیلی) به چاپ رسیده است.
نکته کلیدی:
هرگز ندیدم در این سالیان عمر کسی "وروجک و آقای نجار" بیند و از نهانش کف کند
آن دهه شصتی که خالطور بیند رهزن است آن نسل سومی که "فوتبالیستها" خَرد گداست
+ به زودی در پستی جداگانه لایههای پنهان کارتون "وروجک و آقای نجار" رو براتون خواهم شکافت.
+ درباره عنوان: مطلع غزل "سینهخیز ِ عشق" (دیوان اشعار حسینشرخر – جلد سوم)
پست مرتبط: جواتترینهای 1385
]برچسب: تعصب دهه شصتیانه همراه با تحلیل خالطوریسم مدرن[

یا مثلا همین تخم هندونه !
کودکتر که بودم یه روز که مثل همیشه داشتم با خودم حرف میزدم، گفتم چه خوبه که آدما اینقدر با هم صمیمیت دارن که هندونهای رو میخورن و تخمههاش رو کمی در دهانشون بازی میدن و بعدش تف...
اون وقته که یک انسان آزاده این تخمهها رو به صورت ناشناس جمع میکنه و میبره میده به آقای "مبدل ِ تخمه" تا شما طعم لیگ قهرمانان رو همراه با آب دهان جمع کثیری از هموطنان میل کنید.
نکته کلیدی: هــی شما که فرق تخم و تخمه رو نمیدونی. آره شما... خود ِ شما!
]برچسب: حالگیری اجتماعی یا تشعشع سادیسم داوطلبانه در پرتوی مازوخیسم ذاتی[
زندگی پیچ پیچیدهایه که هی داره میپیچه.
فردریش پیچه - فیلسوف ایرانی الاصل خارجیایی
پست مرتبط: گاهی خوشی، گاهی غم
گابریل: سلام حسین. آماده ای؟
حسین: برو تنهام بذار
گابریل: میخوام ببرمت پیش اونی که براش میمیری.
حسین: برو تنهام بذار
گابریل: مگه از اول همینو نمی خواستی. که اونی باشی که دوست داره. حالا منتظرته ...
حسین: کجا برم وقتی همین الانم منو به آغوش کشیده و دارم تو وجودش غرق میشم. برو و تنهام بذار. برو.
... و گابریل که سخت کم آورده بود و در غباری از حیرت دست و پا میزد، یک اسنپشات از لبخند حسین را با خود به عرش برد.
پست مرتبط: آقای خوشتیپهای اهل بهشت

یکی مثل من ... یکی مثل تو
که با شعلههای پالایشگاه آبادان برای دنیا اومدنمون آب گرم کردن
که با همون شعلهها، سیبزمینیهای نصفهشبهامون شد کباب
که اطراف همون شعلهها، پاهای برهنهی ما بود و اشک ِ فوتبال خیابونی
اونجا بود که لقب "جنگجوی گاهی پیروز" متولد شد
شاید بشه رفت به نزدیکترین غزه... نه فاله نه تماشا
نبرد برای تصفیهی خون!
نبرد برای کسب 3 امتیاز بازی خارج از خانه است .
سلام
من حسینشرخر هستم و از سرزمین فوتبالیستهای برهنه براتون مینویسم.
میگه که:
هر که در این بزم، بچه باحالتر است آسفالت بیشتر دهنش میدهند
و بعد نعره میزنه:
شرخریم و خواندهایم خط سرنوشت خویش ما را برای سوز و گداز آفریدهاند
و بالاخره تیر خلاص:
خدا به انسان میگه: شفایت میدهم، از این رو که آسیبت میرسانم...
دوستت دارم، از این رو که مکافاتت میکنم.
... و ما را از این دست اعتقادات، بسیار است.
پست مرتبط: حسین و مارگریتا
امروز صبح
یک دختر 19 ساله
که پدرش مالک کارخانه "زر ماکارون" بود
همراه 128 هزار تومان پول نقد
و پسربچهی شش ماههی ناخواستهای که در شکم داشت
زیر پل سیدخندان
افتاد توی جوب
که چی؟

هاکی: سیزده سالم بود... بچه بودم... دو روز بعد، آره فقط دو روز بعد هنوز 13 سالم بود ولی دیگه بچه نبودم.
جیمی: پس حالا بزرگ شدی. (چطور تو دو روز؟)
هاکی: نه... ]مکث میکند[... من تو رو پیدا کردم!
نکته کلیدی: چقدر "جیمی" داشتن خوبه...
چقدر "جیمی" پیدا کردن سخته...
"جیمی" حفظ کردن سختتر...!
" زندگی مثل دستمال توالت میمونه. یه دفعه میکشی میبینی 3 سانت بیشتر ازش نمونده."
این کوبیسمجمله توسط حسین شرخر سروده شد، نوشته شد روی سردر ِ یک موسسهی خودکشی ِ تضمینی در جنوب شرق تهران (با یک عدد اسپری سیاه).
پست مرتبط: مستراح