تبليغاتX
حسین‌شرخر

 

 

 

 

The Double Life of Hossein

 

 

میدونی جذاب‌ترین بخش ایستگاه پنجم چیه؟

اون قسمتی که شیرین‌کاری انجام میدی ... بهت مداد رنگی جایزه میدن!

 

|+|    EL Niño -  2008/8/21 

 

Memoirs of A Geisha

 

مربی مهد کودک که دختر خوش‌سیما و پانچ قامتی بود، عکسی از یک مرغ برهنه برداشت و رو به بچه‌ها کرد و گفت: " کوچولوهای بی‌فکر من، کی میدونه این عکس چه حیوونیه؟ "

پسرک که به تازگی پدر و مادرش از هم جدا نشده بودند، با صدایی خشن فریاد زد: " گوشت! "

کمی آن طرف‌تر، دخترک سرگرم روایت فیلم PG-13 ای بود که روز قبل دور از چشم تنها مادرش به تماشا نشسته بود. با حرارت در برابر همکلاسی‌های گرمازده‌اش: " اونجا یه شیر بود، و یه جوجه شیر هم بود ... "

 

سال‌ها گذشت و دخترک به خواست خدا بالید و نیرو گرفت، اما استخوان‌های او هرگز بزرگ نشدند. رگ‌های او هر روز باریک و باریک‌تر می‌شوند. چون اراده و ایمان دو آمبولانسی هستند که هنوز رودخانه‌های سرخ وجود او را ترک نکرده‌اند. و شاید معصومیت یک کره اسب یتیم تنها چیزی باشد که در کانون عدسی چشمان او بتوان یافت. 

 

ما برده‌ها هستیم، ما برده‌ها نیستیم

ما همه جا هستیم، ما هیچ جا نیستیم

ما اربابان رودخانه‌های سرخ هستیم

 

نکته کلیدی: از سرنوشت پسرک اطلاع دقیقی در دست نیست.

 

|+|    EL Niño -  2008/8/8 

 

Apartide

 

منم همونی که

وقتی خجالت می‌کشم، سرخ میشم به رنگ لخته‌ خون گوسفندهای یتیم ظهر عاشورا

وقتی می‌ترسم میشم سفید مثل کلسیم سولفات بی‌آب

موقع ضایع شدن قهوه‌ای میشم مثل شکلات‌های تلخ ویلی وونکا

هر وقت الکل بخورم، سیاه و سیاه‌تر میشم مثل آلوتروپ‌های کربن 12

و اگه بدم بیاد از یکی بدتر از خودم، زرد میشم مثل جلد کتاب حسابان

 

اما اینو بدون که معتادها کدر هستند برای همیشه

شاید چون دوست دارند مات ببینند، چون مجبورند مات ببینند

و بهت و حیرت همیشگی آنها، بیان ناشیوا و مبهم آنها، و صداقت هیچ‌وقت نداشته‌ی آنها... همه از همین است

 

رنگین پوست منم عمو تم عزیز و مهربون

کاکاسیاه منم عمو تم خوش‌قلب

                                                    آره عمو تم چروکیده‌ی من، حسین‌شرخر منم.

 

|+|    EL Niño -  2008/7/27 

 

Flags of our Fathers

 

برای این که خدا، لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه، باید اخلاص داشته باشیم و برای این که ما اخلاص داشته باشیم یه سرمایه می‌خواد که از همه چیزمون بگذریم و برای این که از همه چیزمون بگذریم باید شبانه روز دلمون و وجودمون و همه چیزمون با خدا باشه. این قدر پاک باشیم که خدا کلا ازمون راضی باشه. قدم بر می‌داریم برای رضای خدا، قلم بر می‌داریم روی کاغذ برای رضای خدا، حرف می‌زنیم برای رضای خدا، شعار می‌دیم برای رضای خدا، می‌جنگیم برای رضای خدا، همه چیز همه چیز همه چیز خاص خدا باشه. که اگر شد پیروزی ننشست. چه بکشیم چه کشته بشیم اگر این چنین بشیم پیروزیم و هیچ ناراحتی نداریم و شکست معنا نداره برامون. چه بکشیم چه کشته بشیم پیروزیم اگر این چنین بشیم.

 

برای این که من

برای این که تو

برای این که من ِتو ...!

 

نکته کلیدی: این جمله‌ها شبیه حرف‌های مردی است که هیچ وقت نمی‌دانست آن روز که نباشد، مالک اتوبان خواهد شد. بزرگراهی در شمال تهران و بزرگراهی بر بلندای آسمان.

 

|+|    EL Niño -  2008/7/24