|
|
|
|
پرده اول
با شنيدن صداي گرگ آمد گرگ آمد، مردم بيل و چماق به دست به طرف محل صدا رفتند.
وقتي به آنجا رسيدند ديدند چوپان دارد به آنها مي خندد و فهميدند گرگي در كار نبوده است ...
شب شده بود.چوپان، كنار لاشه هاي گوسفندانش، هنوز داشت گريه مي كرد!
پرده دوم
ده پر از ولوله شده بود. مردم و جلوتر از همه كدخدا بيل و چماق و داس به دست به طرف تپه اي كه گوسفندان مي چريدند مي دويدند. چوپان با ديدن مردم به طرز فجيعي شروع به خنديدن كرد...
... دو روز بعد تا چوپان حواسش سر جا بيايد، نگهداري از گوسفندان با سر، يك دست و يك پاي شكسته برايش كمي سخت شده بود.
پرده سوم
با شنيدن فرياد گرگ آمد گرگ آمد. مردم چماق هايشان را كه براي روز مبادا پنهان كرده بودند برداشتند و به كمك چوپان رفتند. ولي ديدند از گرگ خبري نيست و چوپان دارد به آنها مي خندد.
با شكايت اتحاديه چوپانان مقيم ده و جمعي از نيروهاي مردمي، چوپان دروغگو به جرم نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي به دو سال انفصال دائم(!) از هرگونه خدمات در زمينه پشم و پوست، محكوم شد ...
پرده چهارم
چوپان دروغگو فرياد زد: گرگ آمد گرگ آمد. نيم ساعت طول كشيد تا مردم با بيل و داس خود را به تپه اي كه گوسفندان بودند برسانند.
و بعد از خوردن يك كباب حسابي، نشستند و با گرگ چپق هم كشيدند!
پرده پنجم
چوپان دروغگو فرياد زد: گرگ آمد گرگ آمد.ولي وسط گرگ آمد دوم صدايش قطع شد. مردم خيلي نگران شدند كه نكند اين بار واقعا گرگ آمده است و همه براي كمك رفتند.
در راه زن چوپان را ديدند كه دارد برمي گردد و با خودش چيزهايي مي گويد:
مرتيكه wc! توي ده يك ذره آبرو براي ما باقي نگذاشته است.
پرده پایانی
گرگ ها پنج روز بود كه تا فاصله پنجاه و پنج متري گوسفندان مي آمدند و تا چوپان فرياد مي زد گرگ آمد گرگ آمد درمي رفتند. مردم فكر مي كردند چوپان دروغ مي گويد و نسبت به او بي اعتماد شدند.
روز ششم كه گرگ ها با يك كاميون آمدند و گوسفندها را بردند، هم چوپان فرياد زد گرگ آمد گرگ آمد و هم مردم آمدند. اما دير رسيده بودند.
فقط يك برگه چركنويس از گرگ ها به جا مانده بود كه متوسط زمان رسيدن مردم به محل چرا محاسبه شده بود ...
نکته۱ : سعی کنید زیاد دروغ نگید ... چون دروغ واقعا چیز بدیه و ممکنه در دوزخ دهنتون رو آسفالت کنن ...
نکته۲ : حتی الامکان از مشروبات الکلی استفاده نکنید ... مگر در مواقع اضطراری !!!
نکته کلیدی: کار بد نکنین و کار خوب انجام بدین ... چون طبق گفته چند آخاند معتبر، کار خوب خیلی از کار بد بهتره و باید سعی کنیم بیشتر کار خوب بکنیم.
=============

... و باز هم يک آزادمرد ... در سرزمين ما آزادگي وصف ناشدني است و آزادمردان کم نيستند ...
فقط بايد نگاه کرد ... اما تا کي ...
چشمان ما تا کي باور مي کند ... باید منتظر بود ... شاید از شاشیدن سیر شوند ...
فردا دستشويي از آن توست !!!