تبليغاتX
حسین‌شرخر

 

 

 

 

بعد از استقبال زیادی که از مطلب "زرد ... زلال ... زشت" شد، ما تصمیم گرفتیم که از این جور مطالب بیشتر بنویسیم تا بار علمی و فلسفی وبلاگ بیشتر بشه. مطلبی رو که امروز براتون آماده کردیم، بیشتر جنبه علمی داره. امیدواریم توانسته باشیم گامی مثبت در جهت آرمان های بزرگ این مرز و بوم که همواره جز به گند کشیدن و گند کاری کردن نبوده، برداشته باشیم ...

 

>>> 

 

مستراح‌ها انواع زیادی دارن و از نظر شکل، طرز استفاده و محتویات و ... به دسته‌های مختلفی تقسیم میشن ... ما به طور مجزا به معرفی هر  گونه می پردازیم !!!

 

============

1- مستراح ...

این نوع مستراح اسم خاصی نداره. دلیلش اینه که این مستراح رو تو هیچ طبقه‌ای به درستی نمیشه قرار داد. چون نه شکل خاصی داره و نه محتویاتش نوع خاصیه. این مستراح همون طبیعت خودمونه. البته ممکنه خود خواهی باشه که طبیعت رو مستراح نام گذاری کنیم. چون هم می‌تونه سطل زباله باشه هم می‌تونه حموم باشه هم میتونه گاوداری باشه. هم می‌تونه بقالی باشه و ... این یکی از ویژگی‌های مهم طبیعته.

 

اگر دقت کنید می‌فهمید که هیچ جایی همچین امکانی رو نمیده. البته خود مستراح هم از یه نظر در طبقه‌ی طبیعت قرار داره چون زیبا‌ترین مناظر در مستراح هم پیدا میشه. شما فرض کنید که مستراح شبیه به دریا باشه. البته که هست. مثلا وقتی لوله مستراح میگیره و محتویات اون میاد بالا و آروم آروم آب به پایین میره و بقایایی در سنگ مستراح باقی میمونه، دقیقا مثل پدیده‌ی جزر و مد دریاست که جلبک‌ها و ماهی‌های مرده و خیلی چیزهای زیبا رو به ساحل میاره و از این شباهت‌ها بین هر دو طرف خوب خیلی زیاده!

 

اگه شما پشت یه درخت یا تپه عملیات تخلیه رو انجام میدید دقیقا به صورت ناخودآگاه طبیعت رو به مستراح تبدیل کردید. این یک غریزه است ولی بهش زیاد اهمیت ندید. یه سری هم به مستراح‌های عمومی که تعدادشون هم روز به روز زیادتر میشه بزنید. زشتی طبیعت هم عالمی داره. با زیبایی‌های خودتون زیباش نکنید.

 

============

 

2- مستراح چوبی

مستراح ها از نظر محل، تقسیم‌بندی‌های زیادی دارن. یکی از این مستراح‌ها، مستراح چوبیه. اگه تا حالا فیلم‌های قدیمی دیده باشید می‌بینید که یه جور جعبه‌ی چوبی بزرگ که آدم به زور توش جا میشه و یه سوراخ معمولا به شکل ماه روی در اون قرار داره. در اون زمانی که این جور موال‌ها رواج داشت مردم در یک گمراهی و خود آزاری قرار داشتن. چون هیچ آزاری بدتر از موال نرفتن نیست و اون‌ها هم بدترین جا رو موال‌های خودشون میدونستن و باز هم همین جور میساختن.

 

تحقیقات نشون داده که هلال ماهی که روی در قرار داشته، برای امید دادن به افرادی بوده که به ناچار از موال استفاده می‌کردن. هم می‌تونسته نور ازش تو بیاد و هم به استفاده کننده امید به زندگی میداده و به او یادآور می‌شده که دنیای دیگه‌ای هم هست و تو اینجا رو ترک خواهی کرد!

و البته استعمال‌های دیگه‌ای هم از اون میشده که درست نیست بگم. ممکنه چند تا دختر دبیرستانی بخونن بی جنبه بازی در بیارن و ...

 

============

 

3- مستراح ته حیاط

یه نوع دیگه مستراح، مستراح ته حیاطه. اگه تا حالا به خونه‌های سی سال ساخت یا قدیمی‌تر رفته باشید به احتمال زیاد ته حیاط (آخر دنیا) یه اتاقک خیلی کوچیک دیدین که می‌پرسین این دیگه کجاست!

 

البته باید بگم این هم یه جور مستراحه مثل بقیه مستراح‌ها که هم خوبی داره و هم بدی. خوبیش اینه که بوی معطر و شمایل زیبا شما رو اذیت نمی‌کنه چون حداقل مسافت بین مستراح و خونه رو بو طی نمی‌کنه. ولی بدی‌هاش بیشتر از خوبی هاشه. چون اولا همه می‌فهمن که یکی یه مشکلی داره و داره می‌ره که حلش کنه. و بعد حالا مشکل اینه که یارو باید خودش رو آنقدر نگه داره تا برسه به مستراح. در این مورد کشته و زخمی زیادی گزارش شده که که برای همشون طلب راحتی حداقل در اون دنیا رو می‌کنیم.

 

وای به حال کسی که بخواد تو زمستون ازش استفاده کنه. خوب بچه های گلم، حالا میخوام براتون یه قصه تعریف کنم! قصه ای از هزار و یک شب ...

" توی یه شب سرد و تاریک زمستون، دو تا عاشق نشسته بودن کنار کرسی و خودشون رو گرم می‌کردن و چیزی که مشخصه اینه که کاره دیگه‌ای نمیکردن! یه دفعه آقای عاشق احساس بدی بهش دست میده. درد در ناحیه‌ی زیرین شکم، دل‌پیچه و ... روش نمیشه به معشوقش بگه کجا می‌خواد بره.

 

برای همین هیچی نمیگه. منتظر می‌شه شاید فرجی بشه. ولی فایده‌ای نداره. دیگه طاقتش تموم میشه. یه لحظه اجازه میگیره و به صورت نیم دو مثل دویدن تو دوی ماراتون به طرف حیاط راه می‌افته. دمپایی‌های خواهر کوچولوش رو پیدا میکنه. به زور پاهاش رو توشون جا میده و توی برف‌ها شروع به حرکت میکنه.

 

خرت...خرت...خرت... اصلا به صدا توجه نداره تنها چیزی که الآن اون بهش فکر می‌کنه اونجاست. «چه حیاط بزرگی! تا همین دیروز با دو قدم میرسیدی به تهش. حالا چرا انقدر درازه؟!» وای چه دردی. او هنوز نمیدونست که این درد عشق است یا چیزه دیگه ای است! وای که چه قدر اذیتش میکرد. آنقدر که حتی معشوقش رو هم فراموش کرده بود. ناگهان یه درد هم توی پاش احساس کرد و به زمین خورد. نگاه کرد و آجری رو که دیروز با داداشش برای دروازه‌های گل کوچیک گذاشته بودن رو دید.

 

ولی درد پا از یادش رفت. هر جوری شده خودش رو به اونجا رسوند. «وای عزیزم! قربونت برم. چه بوی خوبی! چه منظره‌ی دل انگیزی!» ولی وقت این حرف ها رو نداشت. اگه یه لحظه دیر می‌کرد به خاطر یه گند کاری بزرگ، زندگی تازه‌اش با معشوقش به پایان میرسید. برای یه لحظه خودش رو بین زمین و آسمان احساس کرد!!! بنابراین سریعا دست به کار شد و شروع به کار کرد. کارش با یه صدای مهیب آغاز شد. «وای خدا رو شکر. اگه پدرم مستراح رو تو خونه ساخته بود که الآن آبروم رفته بود!» و کارش با انواع صداها و بوهای مختلف ادامه پیدا کرد ...

 

جدال آقا با خودش حدود نیم ساعت طول کشید. خوب آخه بعضی‌ها مشکل‌هایی دارن. وقتی از مستراح خارج شد دنیا یه جور دیگه بود. همه چیز رو رنگی میدید. همه چیز واضح شده بود. چه حیاط قشنگی داشتن. خیلی چیزها بود که قبلا به چشمش نیومده بود. حیاط خونه باز هم با دو قدم تموم شد!!! با خودش به شوخی گفت:«حیاط ما هم فری سایزه!» همه چیز خوب شده بود، الا یه چیز.

 

وقتی به اتاق رسید معشوقش اونجا نبود. البته باز هم اون متوجه نشد. تا اینکه یه یادداشت روی میز دید. ناگهان به خودش اومد و جای خالی خانوم رو تو اتاقش احساس کرد. با عجله یادداشت رو باز کرد و شروع کرد به خوندن. «کامبیز عزیز این یادداشت رو برات نوشتم چون روم نمیشد جلو روت حرفم رو بزنم. راستش وقتی فهمیدم تو به طرف موال میری خیلی برام خوشایند بود چون فهمیدم مرد من حقیقت رو پنهان نمی‌کنه. راستش می‌خواستم ازت بپرسم قرص‌های مسهلی که استفاده می‌کنی اسمش چیه؟ حالا اگه هنوز هم منو دوست داری و می‌خوای که با هم رابطه داشته باشیم در داروخانه‌ی شبانه‌روزی (...) منتظرتم. اگه نیای یعنی زندگی من در خشکی و ناراحتی تموم شده. دوستت دارم! ژیلا» ... با سرعت لباسش رو پوشید و به طرف داروخانه به راه افتاد."

 

اوووووووووووف. پسر عجب قصه ای بود ... لامصب بار دراماتیک قصه آدم 70 کیلویی رو Over Load میکنه! حالا خودتون قضاوت کنید که خوبیهاش به بدیهاش می ارزه یا نه. توی این داستان که خیلی هم فایده داشت. البته مستراح خیلی فایده‌ها داره که استحکام خانواده تنها یکی از اونها است!

 

============

 

4- مستراح تو خونه

از انواع مستراح میشه از مستراح تو خونه اسم برد. از این نوع مستراح شکل‌های زیادی دیده میشه و همینطور انواع زیادی هم داره. گذشته از طبقه‌بندی محلی و شکلی، این مستراح محبوب‌ترین مستراح در طول تاریخ و ما قبل تاریخ بوده. چون این مستراح داخل خونست و راحتی زیادی داره. البته چون داخل خونه اکثرا خودی هستند، این مسأله بعضی وقت‌ها مشکل هم پیدا می‌کنه. از این مشکل‌ها در هر خونه‌ای هست و همه تقریبا بهش عادت کردن.

 

" حالش تعریفی نداشت. دیشب پر خوری کرده بود. زردآلو، آب معدنی با پم پم، هویج سوخاری، لواشک، شلغم پخته، سیرابی نیم پز و ... مهمونی بود، نمی‌تونست تعارف کنه. خیلی دوست داشت. پس خورد. هی خورد و خورد. خیلی‌ها بهش نگاه می‌کردن ولی اون با خودش میگفت: اگر آدم به این چیزا اهمیت بده پس نباید زندگی کنه و او می‌خواست که زندگی کنه. او هدف های والاتری در زندگی خود داشت ...  پس کارش رو ادامه داد. اما فکر آخر عاقبتش رو نکرده بود.حالا نتیجش رو گرفته بود. یواش یواش بهش فشار میومد. خسته شده بود از بس رفته بود مستراح. شکلش شبیه مستراح شده بود (این هم یه نوع مستراح). لجش گرفته بود. فشار داشت زیاد میشد. «دیگه کم نمیارم. آنقدر همین جا میشینم تا خوب بشه.»

صحنه عوض می شود ...

«آخیش. دارم راحت می ی ی شم. آخ ... آدم مگه مرض داره خودشو نگه داره؟ باید راحت باشی نه خودتو عذاب بدی.» یه دفعه یه صدای مهیب توی خونه می پیچه.

 

گررررررررررررررررررررررووووووووووووووووووممممممممممممممم ...

 

«هورااااااااااا» از شادی نمی‌دونست چی کار کنه. کارش که تموم شد دست‌هاش رو شست و قفل در رو باز کرد و آروم اومد بیرون. زمین و زمان جلوی چشمش سیاه شد. حالا اصلا نمی‌دونست چی کار کنه. سرخ سرخ شد. بعدش هم شش تا رنگ دیگه عوض کرد. با سرعت رفت توی اتاقش.

مادرش اومد توی اتاق. «عزیزم چه خوشگل شدی امشب! چرا نمیای تو سالن مادر؟ نامزدت اومده. بیا ببین چی چی آورده !!! ضمنا از این به بعد تو خوردن زیاده روی نکن. چند تا از همسایه‌ها هم اومدن دم در. فکر کردن چیزی منفجر شده. زود بیا تو سالن. یالا.»"

 

این یکی از بدی‌های مستراح توی خونست. اما این یکی خیلی بهتر از بقیه‌ی مدل‌هاست. با تکنولوژی، بهتر هم میشه. مثل پشم شیشه و عایق‌های صوتی و غیره ...!

 

============

 

5- مستراح فرنگی

یکی دیگه از مستراح‌هایی که می خوام بهتون معرفی کنم مستراح (توالت) فرنگیه. این مستراح ریشه در قرون وسطی داره. درسته که در قرون وسطی زندگی تعطیل شده بود ولی فکر راجع به مستراح هنوز ادامه داشت. کسی اجازه‌ی فکر کردن نداشت ولی از اونجایی که مستراح یکی از مهمترین نیازهای انسان رو برآورده می‌کنه (مثل مسکن، غذا و ...) پس فکر کردن بهش آزاد بود.

 

" یه مالک چاق که احتمالا پدرش سوخته بوده، چون براش سخت بوده که مثل ما و مثل آدم بشینه و کارش رو بکنه و حتی حوصله فکر کردن هم نداشته، به یکی از نوکرهاش میگه برام یه چیزی درست کن که راحت‌تر بشینم کارم رو بکنم. اون نوکر بدبخت هم دیده راحت تر از نشستن رو صندلی وجود نداره (آخه اون بدبخت یا باید رو زمین سرد مینشسته یا دائم دولا راست میشده برای اربابش. یعنی همش سرپا بوده!). در نتیجه میگه خوب قربانت گردد، همون‌جایی که نشستی کارت رو بکن!

 

ارباب هم که حوصله فکر کردن نداشت، نه گذاشت و نه برداشت یه ریدن جانانه فرمود روی تخت شاهانه. ارباب به نوکر بدبخت گفت: «مرتیکه، تو که ریدی به تخت ما!» نوکر هم فکر کرد خودش این کار رو کرده و گفت:« ببخشید قربان غلط کردم. دیگه تکرار نمیشه. چاکر شمام. نوکر شمام...» مالک (ارباب) گفت: «باشه می‌بخشمت ... به شرط این که کار ما رو ردیف کنی.» نوکر دیگه فکر نکرد. سریع یه اره آورد افتاد به جون تخت. یه سوراخ گنده وسطش درآورد.

 

این دفعه گفت: «قربان یه استارت بزن.» قربان هم که موتور دو زمانه دیزلی روش سوار بود چنان استارتی زد که تا 30 سال بعد هم تا شعاع 10 کیلومتری خونه‌ی قربان، هیچ گیاهی فرصت رویش نیافت !!! این دفعه تمامی افراد اطراف به گند کشیده شدن. دیگه وای به حال اون نوکره که کله‌اش درست زیر سوراخ بود. مالک خوشش اومد. ارباب گفت: «همین جوری خوبه. ما همین جوری حال میکنیم.»

 

ولی نوکره دید این ارباب که الان سالمه روزی ده بار میرینه. اگه اسهال بشه باید چی کار کنیم. اون وقت تمام قصر رو به گند می‌کشه. پس از فردا یه قابلمه گذاشتن زیر حاکم. البته این نوع تکمیل نشده توالت فرنگیه. این روزها از این نوع مستراح (تکمیل نشده) برای بچه‌ها با اسم‌های مختلفی از قبیل بق بق و نی نی لای لای(!) استفاده میشه. ولی وقتی لوله کشی فاضلاب هم درست شد، زیر قابلمه یا کاسه به لوله فاضلاب وصل شد. یه سیفون هم براش گذاشتن و الان شده اونی که ما داریم استفاده میکنیم."

 

============

 

آره دیگه ... این هم از انواع مستراحات! بله مستراح! یکی از مهمترین اختراعات بشر!

متاسفانه به مستراح در حد و اندازه های خودش بها داده نشده ... چیزی که کمتر فرصت شده بهش فکر کنیم !!!

باشد که از اين پس بيشتر بيانديشيم ...

 

 

 

|+|    EL Niño -  2007/3/20  |