تبليغاتX
حسین شرخر

 

 

 

 

 

The Saxybill  "سگ‌سیبیل"

کارگردان: مسعود نمک‌چال

فیلمنامه: نیکوس کازانتزاکیس feat. مارچلو سالاس

اقتباسی از رمان منتشرنشده‌ی زیگموند فروید، "خانه‌ی تنبان‌های درّان"

تگ‌لاین: از هشتمین وادی عشق، از ورای فنای حق، از میزانپلی

بازیگران: کیت وینسلت، مجری گزینه جوان، علی انصاریان، با معرفی فرزاد حسنی در نقش لئو ناردونه کاپریو

درجه‌بندی: EL PGGCHI )نبینید بهتر است( به خاطر صحنه‌های غیراخلاقی، اخلاق‌های صحنه‌ای، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی

رون‌تایم: 235 دقیقه (نمایش بی‌المللی)

             17 دقیقه   (ایران)

محصول مشترک ایران، یونان، شیلی و آمریکای جنایتکار

 

نیم‌نگاه:

خدیجه (کیت وینسلت) دختری پاره‌وقت است که در مواقع غیر پاره‌وقت وبلاگ می‌نویسد. او بر خلاف پاره‌وقت‌ها که ترافیک مشتری دارد، بازدید وبلاگش کم است و این زندگی دوگانه او را تا سر حد جنون کتک می‌زند. خدیجه برای خرید دامین پربازدید نیاز به پول بیشتر دارد. به همین خاطر تصمیم می‌گیرد به پیشنهاد مشاور آمیزشی‌اش (مجری گزینه جوان) کارش را تمام‌پاره کند تا اینکه در یکی از پاره‌وقت‌ها با مردی (فرزاد حسنی) آشنا می‌شود و...

 

 

نگاه منتقد:

ژان ژاک آنو – گاردین: رگه‌های جنونِ اسلحه‌ی برهنه در "سگ‌سیبیل" مرا یاد فیلم‌های فیلمساز چینی " آنگ لی" انداخت. یک درام شرقی تمام‌عیار.

ایوان زامورانو – لیبرتادورس: نبرد عشق و هوس، پیچ ِ پیچیده‌ی این فیلم است که در دالان‌های پیچ‌در‌پیچ هی می‌پیچد و می‌پیچاند. فضایی آمیخته از دلهره و دل‌پیچه.

تاکشی کیتانو – آساهی: دراماتیزه شدن خشونت در پستوی روابط اجتماعی شخصیت‌های فیلم، آستانه‌ی دیالکتیکال ذهن تماشاگر را با آدرنالین اضافه‌ی خون میکس و مونتاژ می‌کند. چیزی شبیه معنویت ِ بسته‌بندی شده.

محسن حدادی – کیهان: از سلمان رشدی ثانی (مسعود نمک‌چال) انتظار دیگری هم نمی‌رفت. کمااینکه هیچ نسل سومی‌ای نباید پلانی از این فیلم را لایق نجابت وکیوم شده‌ی جوان ایرانی بداند. وای بر روزی که رسد امروز، هیهات منا الذله.

 

+ اگر این فیلم به اخلاقتان نیک آمد، پیشنهاد می‌شود:

عروسی زیبا بروفه – پارتی یدالله اکبری (بازیکنان استقلال)

Devil’s Advocate Orginal Sin – Godfather – Dead Bit.chs Society

 

|+|    EL Niño -  پنجشنبه 11 تیر1388  | 

 

 

 

 

بسیــــــــــــج، چرک است.

                                                          امام خمینی (ره)

 

 

|+|    EL Niño -  چهارشنبه 10 تیر1388  | 

 

 ]آهنگ "استیل لاوینگ یو" از حضرت اسکورپیونز (ع) توی کلبه در حال پخش شدنه و نور سبز ملایمی تو صورت رویا افتاده[

 

مسعود: بالاخره رسیدیم رویا...
رویا: اینجا دیگه کجاس منو آوردی؟
مسعود: اینجا کلبه‌ی عشاقه... عشاق میان اینجا با هم اختلاط میکنن.
رویا: آااااه عشق... چهره‌ی قهوه‌ای‌ات پیدا نیست
      مسعــــووود، یه آب‌گوریل برام می‌گیری؟!

مسعود: آره رویای من...

میگیرم برات هر چی نقلُ نبات

میریزم به پات عشق و اطلاعات

میمیرم برات تو شهر تو دهات

چقدرم بهت میات رنگ رژ لبات!

 

رویا: دوسِت دارم

مسعود: چون پنج‌شنبه‌ها می‌برمت بیرون با هم آب‌گوریل‌کیک بخوریم؟

رویا: دوس‌اَت ‌می‌دارم نه به خاطر چیزی که هستی. بخاطر چیزی که هستم، هنگامی که با تو اَستم.

مسعود: آب‌گوریلت سرد شد...

 

 

|+|    EL Niño -  دوشنبه 8 تیر1388  | 

 

Qanbar e Khame

 

 

نام: قنبر خامه

متولد 1370 ، یاخچی‌آباد – تهران

از اراذل نامی سیدخندان و حومه

آلت تخصصی: سنجاق‌قفلی

تاپ‌شگرد: زورگیری با سنجاق‌قفلی

رذایل اخلاقی: بی‌رحم، آدم‌باز، تقریبا یزید

سجایای اخلاقی: باحال، ولخرج، ولگرد، پایه، خوش‌قلب

 

 

سیبیلان

بی‌سیبیلان

به " زورگیری با سنجاق‌قفلی" ایمان بیاورید. همانا این به صلاحتان است.

|+|    EL Niño -  یکشنبه 7 تیر1388  | 

 

 

ما نمی‌فهمیم هیچ از غم سگ

ما سگ‌مردمان که وفا می‌کنیم عین سگ

ما که نمی‌دهدمان هیچ جهان محل سگ

 

ما که پارس می‌کنیم

ما که رنج می‌بریم

ما که دم تکان می‌دهیم

 

مثل سگ

 

ما که قلاده جر می‌دهیم

بی‌قلاده به تاخت می‌تازیم

رها و

آزاد و

بی‌همه‌چیز

 

مثل سگ

 

به باخت می‌بازیم و

به باد می‌رقصیم و

به غرور می‌شکنیم

 

ما که خیس می‌کنیم

ما که لیس و له‌له می‌زنیم

ما که هیـــــــــــــس می‌شویم

 

مثل سگ

 

ما که نیایش می‌کنیم

افتان و خیزان می‌دویم

تمام‌قد در مزارع بی‌پدری... آرمان‌ها را شخم می‌زنیم

در اسلامیک‌ترین سگدونی کائنات، بی‌الکل‌ترین آب‌محسوس‌ها را در سوگواره‌ی نسل سگ‌های سوخته، سر می‌کشیم

سگ‌مست از عیش و نوش، سرشار از جنب و جوش و خروش

سودای سگ سر می‌دهیم

 

تا بوق سگ

 

ما که جان می‌کَنیم

که جان بدهیم

ما که تلف می‌شویم...

مثل سگ

 

سگ‌هایی که بو می‌کشند پشت سر ما

میگن باید بپری از روی این آب

با گذشته‌های خیس بری به خواب

 

پس با اولین سپیده

با اولین شعاع نور که از مشرق بر کارتن‌خوابی‌آباد خواهد تابید

بیدار شوید و به جای کلیشه‌ی مسموم و مزخرف "صبح به خیر"

به سیمای هم تف کنید

تا هم صورت شسته باشید و هم سیرت

 

دوشادوش هم

به بلندی‌های جولان می‌رویم و جولان می‌دهیم

به سان ِ خردساله بچگکانی که سال‌هاست جیش خود را نگه داشته‌اند

آن‌قدر می‌شاشیم تا خود را غرقاب شاش ِ خود بینیم

سوار بر کف ِ روی شاش

آغشته از حبابِ هستی

                        در عیش ِ کوش و مستی

                                                        در شور فتح نیستی

آن روز دنیا تمام می‌شود

و دنیای جدید به دنیا خواهد آمد

 

عاری از همه چیز

دنیای بی‌همه‌چیزان

 

فقط سگ‌ها خواهند بود

پدرسگان و مادرسگات

سگ‌تولگان و توله‌سگات

 

و حسین‌شرخر

آخرین سگ‌آشپز  ِ هستی

بیم و بشارت می‌دهد

که تا ابد در دیگ‌هایتان

فقط و فقط

سر ِ سگ بجوشد.

 

والسگ به قبر جد و آبائنا اجمعین

حسین‌شرخر

تابستان 1388 هجریِ مدت‌هاست ابری

 

 

|+|    EL Niño -  جمعه 5 تیر1388  | 

 

در و داف و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو همیشه کیپ مووینگ فوروارد باشی و موکدا دونت گیوآپ

 

اما اگه تو زندگی احساست اینه که یه کیسه آشغالی

خب واسه اینه که یه کیسه آشغالی

پس بلند داد بزن و بگو

من یه کیسه زباله‌ام...

 

من یه کیسه آشغالم...

 

 

|+|    EL Niño -  پنجشنبه 4 تیر1388  | 

 

پدرسگ عصبانی

مادرسگ نازا و بی‌پناه

 

بعد از آنکه دیر شود

دوقلو زایید

سگ‌توله و توله‌سگ

 

پدرسگِ سگ‌‌مادرباز، پاچه‌اش دو تا شد

مادرسگ، سگکان را به نواخانه‌ی "سگ‌سوگ‌واران" فرستاد و خودش در مرکز تهیه و توزیع فیلم‌های شهوت‌انگیز مجبور و مشغول به پاره‌وقت‌ترین شغل ِ هستی شد

 

سال‌ها بعد

سگ‌توله و توله‌سگ، باند زیرزمینی "دابل‌سگ" را بنیان نهادند

آن‌ها برای دنبانِ جنبانِ پدرسگ‌ها، پاچه‌ی آلترناتیو می‌آفریدند

 

دیگر نه سگ‌مادری بود

نه سگکی و

نه بخش سگان و زایمانی

 

پدرسگان بودند و تاوانِ عشق ِ سگی ِ مادرسگ به سگ‌توله و توله‌سگ

 

تاوان دادند

سگ‌پدران

مثل سگ

 

و مادرسگ

                    مُرد

                                از بس انتقام گرفت.

 

|+|    EL Niño -  یکشنبه 31 خرداد1388  | 

 

- اوممممم هنوزم صبحونه، آب‌سیرابی با پم‌پم می‌خوری؟

+ اومممم آرههه... چه خوب یادت مونده...

- عشاق همیشه همه چیزو یادشون میمونه، حتی آب‌گوریل* کیک‌های فرحزاد رو

+ دوسِت دارم

- منم دستشویی دارم...

 

 

* آب‌گوریل: ساندیس n میوه

 

نکته‌ی کلیدی: جعبه‌ی 3310

] برچسب: شوخی دستی[

 

|+|    EL Niño -  جمعه 29 خرداد1388  | 

 

Antonio Puerta

 

شهید آنتونیو پوئرتا

ولادت: 26 نوامبر 1984 - سویا

شهادت: 28 آگوست 2007 – عملیات والسویا ختافه‌ی مقدماتی

محل شهادت: محوطه 16.5 متر، قتلگاه سنچز پیس‌خوان

علت شهادت: اصابت تیر  ِ نفرین یکی از مزدورنماهای رژیم کاتالونیا بر قلب

 

او نه تنها مدافع‌چپی‌ مستحکم، که انسانی بساز، خیری مدرسه‌ساز و ضدستاره‌ای آنتی‌دخترباز بود.

ایویسا دراگوتینوویچ در رثای هم‌تیمی‌اش می‌گوید: " تونی همواره به فوران احساسات هواداران ری‌اکشن مثبت می‌داد و آن‌هایی را که نسبتا نرم بودند، بغل می‌کرد. به موقع امضا می‌داد، به موقع تکل می‌زد و به موقع پاس ِ توی درب می‌داد. فحش‌هایش هرگز از دروغ‌گو، دیوونه، بی‌تربیت و آشغال‌ننه تجاوز نکرد و هیچ‌شبی در کلوب‌های شبانه به سر نبرد. به جای نوشیدنی، آب‌محسوس* ِ بدون الکل می‌‌خورد که هم سیخ بسوزد هم کباب. معتادها را بیمار تلقی می‌کرد و در کمک به مستضعفین مستقبل بود. هر آیینه او در تنگ‌ترین قسمت دل ِ ما جای خواهد داشت."

 

پوئرتا همچنین در نامه‌ای به عبدالقادر کیتا – بازیکن کنونی بارسا – پس از تبیین دقیق مرزهای دوری و دوستی می‌نویسد:

این نه گل‌زنی بلکه سرباز تیم بودن و نه پا به توپ شدن بلکه عمل پاس دادن است که موجب بیشترین لذت می‌گردد. وقتی سرمنزل ازلی توپی را روشن کردم و آن را به پایان رساندم، آن‌گاه پاس می‌دهم تا دوباره غرق در تاریکی‌ها شوم.

فوتبال یک امر فطری انسانی، یک فلسفه‌ی بی‌منطق و یک اصل مثبت اجتماعی است.

 

+ کر از دنیا نری، آمرزش روح ِ دل‌افروزش یه حمد ِ تنها قرائت کن.

نکته‌ی کلیدی: نماز، درس، ورزش    سه چیز  ِ با ارزش

 

*ماءالشعیر

 

|+|    EL Niño -  پنجشنبه 28 خرداد1388  |